|
تازه هایی بعد از ۲۲خرداد۱۳۸۸ ::
هميشه ميشود اثر بيهوده اي خلق كرد كه شعر محض باشد یاداشتی خطاب به هیئت تحریریه ی فصلنامه ی ادبی کولاژ
(چنتا كفن بسه واسه تن كافر) محاوره ای چهار بندی تقدیم به روزهای بعد از انتخابات
(پاسخ كوتاه به صديقه ي حسيني درباره ي سينماي داريوش مهرجويي)

در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما ::
"واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید" ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی" بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند" و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .
پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین
حامد داراب 12/4/1388
نظرهای بازدیدکنندگان
|