تبليغاتX
اشک معشوق
 |  Home  |  Records  |  Membership  |  Biography  |  Poems  |  Contact  |  العربیه  |  Engelish  | 
 
 
   
 
 

 

  

تازه هایی بعد از ۲۲خرداد۱۳۸۸ ::

 

 هميشه ميشود اثر بيهوده اي خلق كرد كه شعر محض باشد
یاداشتی خطاب به هیئت تحریریه ی فصلنامه ی ادبی کولاژ 

(چنتا كفن بسه واسه تن كافر)
محاوره ای چهار بندی تقدیم به روزهای بعد از انتخابات

 (پاسخ كوتاه به صديقه ي حسيني درباره ي سينماي داريوش مهرجويي)

 

 

 

          

                                                                                                          

 

       

      حامد داراب در اعتراض به انتخابات

     

در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما :: 

"واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید" ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی" بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند" و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که  باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .

پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران  باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین

حامد داراب 12/4/1388 

 

 

 

  نظرهای بازدیدکنندگان           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

  کوچه ها باریکن  دکونا بستس  خونه ها تاریکن  طاقا شکستس  از صدا افتاده  تارو کمونچه   مرده میبرن  کوچه به کوچه

  

      

تازه هایی بعد از ۲۲خرداد۱۳۸۸ ::

 

 هميشه ميشود اثر بيهوده اي خلق كرد كه شعر محض باشد
یاداشتی خطاب به هیئت تحریریه ی فصلنامه ی ادبی کولاژ 

(چنتا كفن بسه واسه تن كافر)
محاوره ای چهار بندی تقدیم به روزهای بعد از انتخابات

 (پاسخ كوتاه به صديقه ي حسيني درباره ي سينماي داريوش مهرجويي)

 

 

 

          

                                                                                                          

 

 

      حامد داراب در اعتراض به انتخابات

     

در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما :: 

"واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید" ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی" بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند" و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که  باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .

پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران  باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین

حامد داراب 12/4/1388 

 

 

 

  نظرهای بازدیدکنندگان           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

  کوچه ها باریکن  دکونا بستس  خونه ها تاریکن  طاقا شکستس  از صدا افتاده  تارو کمونچه   مرده میبرن  کوچه به کوچه

 

 تازه ها ::

محاوره ي چهاربندي  (چنتا كفن بسه واسه تن كافر)

 پاسخ كوتاه به صديقه ي حسيني درباره ي سينماي داريوش مهرجويي

 

 

 

 

 

 

   

     حامد داراب(در اعتراض به انتخابات)

 در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما :: 

واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که  باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .

پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران  باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین

حامد داراب 12/4/1388                 

 

 

 

 

 

نظرهای بازدیدکنندگان            

                                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

  کوچه ها باریکن  دکونا بستس  خونه ها تاریکن  طاقا شکستس  از صدا افتاده  تارو کمونچه   مرده میبرن  کوچه به کوچه

 

   تازه ها ::

محاوره اي چهار بندي از حامد داراب (چنتا كفن بسه واسه تن كافر)

 پاسخ كوتاه حامد داراب به صديقه ي حسيني در باره ي سينماي داريوش مهر جويي

 

 

 

 

 

 

   

     حامد داراب / در اعتراض به انتخابات

 در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما :: 

واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که  باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .

پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران  باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین

حامد داراب 12/4/1388                 

 

 

 

 

 

نظرهای بازدیدکنندگان            

                                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

  کوچه ها باریکن  دکونا بستس  خونه ها تاریکن  طاقا شکستس  از صدا افتاده  تارو کمونچه   مرده میبرن  کوچه به کوچه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

     حامد داراب / در اعتراض به انتخابات

 در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما ::  حامد داراب

واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که  باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .

پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران  باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین

حامد داراب 12/4/1388                 

 

 

 

 

 

نظرهای بازدیدکنندگان            

                                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

     حامد داراب / در اعتراض به انتخابات

 در اعتراض به انتخابات و سكوت خانه ي سينما ::  حامد داراب

واینک قلب بی تابِ مروت و چشم پر آبِ عدالت بر شومی این مظلمه میتپد ومیگرید ، مسئله برای جامعه ی اندیشمند و فرهیخته امروز نباید مسئله ی انتخابات ناعادلانه ی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، باشد ، بلکه برای این طیف از شوریدگان علم و دانش و فهم ،باید نا مشروع بودن تمامیت قضيه مد نظر باشد و اگر نیست جای بسی تعجب دارد ، چرا که برخي یاد گرفته اند در حضور، نا سزا بگویند و در غیاب دروغ و به حقوق مردم یعنی همان ولی نعمتان به تعبیر امام خمینی بی ادبانه و رعب انگیزانه و طلبکارانه و برتر نشینانه بی اعتنایی کنند و ماموران عامی و بیمار را به مواجهه با مردم بر انگیزند ، نزد اینان چیزی بی ارزشتر از حقوق مردم نیست این شیوه را چه کسی باید عوض کند؟ و بخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر را چه کسی باید از یورشها و تازشهای عناصر بی فرهنگ پاک و مصون نگه دارد؟ امروز حرفی را که بارها تکرار نموده ام که "هنرمند باید فرزند زمان خودش باشد" والبته این صحبت از من نیست اما من بر آن کرارا تاکید دارم ، باز هم تکرار میکنم ،وهمچنین اضافه خواهم نمود که  باید به دهانهای دوخته و روانهای سوخته و اندیشه های زندانی شده و قلمهای خفته و سخنهای ناگفته بیاندیشید و از همین روست که من نیز به سهم خود و به وظیفه ی خود و به شیوه ی ویژه ی خود از افشای ستمها و بی رسمیها و بی فرهنگی ها فارغ نخواهم نشست ،و در تعجبم از نهاد های غیر انتفاعی مانند خانه ی سینما و خانه ی نمایش و از این دست که سکان هنر و هنرورزی را بر دوش میکشند و در مقابل جنایات و خودکامه ای ها و مکافاتهای اخیر مردم زبان بر دهان زنجیر نموده اند.حال آنکه امیر المومنین حضرت علی (ع) نکته ای بسیار آموزنده در باب جامعه ی جاهلی دارند که بازگفت آن خارج از لطف نیست ، ایشان میفرمایند که جامعه ی جاهلی دوصفت داشت که این دو ممیز جاهلیت آن بود "بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم" یعنی در آن لجلم به دهان عالمان زده بودند و جاهلان مکرم بودند و به نظر بنده نیز این بهترین علامت است برای تشخیص سلامت یک جامعه ، و بی شک جامعه ی اسلامی باید جامعه ای باشد که در آن جاهل دهان بسته و عالم مکرم باشد و من چنین وضعیتی را برای اجتماع خودم آروزو میکردم نه آنکه جامعه ای تهی و ناتوان از انتقاد از خود ،نه جامعه ای تحت سیطره ی نظرگاهی متصلب از دین و سیاست . خلاصه آنکه تهاجم کینه توزانه ای که شوربختان علیه مردم و اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشفقان و دلسوزان جامعه ی مدنی در جامه ی قانون و پرده ی قضا انجام دادند به هیچ وجه زیبنده ی مردمی نبود که صندوقها را با آرای خود به رقص در آوردند این تهاجمها علامت افول و انحطاطند .

پروردگارا آسمان ابری اندیشه هارا آفتابی کن ، بر مزرعه ی خشک جامعه ی مدنی ایران  باران مدارا و مروت فرو ریز . آمین

حامد داراب 12/4/1388                 

 

 

 

 

 

نظرهای بازدیدکنندگان            

                                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 همراهان اين فصل :: تایپیست : محمد نوری باستانی . تنظیم : مینا ایلشیان . مطالب صفحات: موناسوزان/عباس ایراک . میهمانها :: خسرو نقیبی/انور سبزی/ . پاسخ گویی ایمیل ها :: میتا ایلشیان.با تشکر از مجله ی هنری امتیاز .

 

  به زودی::

فصلی تازه از اشک معشوق

فریدون ضرغامی به روایت حامد داراب

کتاب "ازتلخ و شاد وطنم" به قلم فریدون ضرغامی،در وبگاه اشک معشوق به روایت حامد داراب منتشر میشود.

  

 

 

کمال الملک:: من آرزو طلب نمی کنم ، آرزو میسازم

                                                                                          (کمال الملک - زنده یاد علی حاتمی)

 

 

مردی شده برای خودش دردم ::  (عنوان :: علیرضا آدینه)  

اینبار دوس دارم تو شروع کنی ، تو حرف بزنی ، و من به اندازه ی تموم اون سالا ، گوشت کنم ، حرف بزن  مال الروح من ، حرف بزن ، فقط یه بار . بگو توی اون سالا از دست من چی کشیدی و قتی همه چیز و فراهم میکردم تا بگیری و سر بری ، اونوقت زیرتو خاموش کنم و توی بی زبون نتونی بگی سردته ، حرف بزن مال القلب من . بگو ببینم،  میگن درد شدی ، میگن بزرگ شدی ، از آب و گل در اومدی میگن ، بزن حرف ببینمت؟ ، این تخت ِ موریانه زده یادت میاد؟ ، هنوزم پابرجاس ، کر شه چشم شیطون ، میگفتن اون روزا میخواد بیفته ، باید تازش کنیم ، واِلا شب یه هو از زیر  سر میره ، این موریانه ها گوش به حرفم دادن انگاری، دُرُس عین ساعتا که هی حرف هی حرف هی حرف به گوشم دادن که بغضمه العان . از دور که دیدمِش شناختم به خدا ، نمیدونستم رفتی پیش اون ، واِلا اینقدر اصرارش نمیکردم که بیاد فالم بگیره . نگو رفتی جا خوش کردی ، غافل ِ ما ، از قافله دوری بد جور ، نیستی توی باغ . 

                                                                                              (حامد داراب)      

 

از زبان سید علی صالحی::                                                                                              

چرا به یادت نمی آورم ؟ هنوز تنگ غروبی دریا بود ، که فانوس کومه ی منو تو روشن کردی . پیاله ی باژگون مصیبت شامگاه هم از آن تفال تاریک شکست ، ورنه من اینهمه تردید رفتنم نبود . دهانم پر از بوی واژه ، بوته ی گل سرخی بر شانه ی چپم و هزار نام آسیمه از نشانی ماه و دری بی کلید مشرف به کوچه ی بی نام.  

                                                                        (از کتاب: عاشق شدن در دی ماه)

 

 

                  نشانی :خیابان ظفر بین نفت و مدرس خیابان فرید افشار کوچه نور پلاک ۲۴ تلفن ۲۲۲۷۳۹۱۷

 

 

 

      بی پولی / اشک معشوق

روزی روزگاری دسیکا :: 

سینمای اشک معشوق نگاهی به فیلم بی پولی ساخته حمید نعمت الله (حامدداراب)    

نمیدونی چقدر خوشحالیمه لیلا ، سیمرغ برده

بوتیک فیلم محشری بود، فیلم محشری هست و خواهد بود . بی پولی فیلم محشری نیست ، فیلم خوبی است که میتواند الگوی خوبی برای سینمای کمدی مخاطب پسند دارای چار چوب در ایران  باشد . از  پایان  فیلم خوشم نیامد چرا؟... ادامه مطلب

 

 

 

     اصغر فرهادی/گلشیفته فراهانی/رعنا آزادی ور/اشک معشوق         

در ضیافت میزبان  ::

با اصغر فرهادی پیش از سفر به برلین (خسرو نقیبی)   

درباره ی (درباره ی الی)

فرهادی را یک دهه قبل کشف کردند وقتی ((روزگار جوانی مینوشت)) و بعد تر وقتی ((داستان یک شهر )) رو می ساختش ، سری دوم مجموعه  که  پخش  شد ، نگاه تلخش خیلی یا رو به خودش جلب کرد .  یادمه مجموعه بین منتقدان خانه سینما دیده شد و فرهادی چه شانسی پیدا کرد تا به واسطه ی شهرت تلویزیونی اش به سینما راه پیدا کند... ادامه مطلب

 

 

 

       حامد داراب

شب ِ آیه ی هزار و چهارصد و سیُم :: 

شعری از حامد داراب برای محرم ی که گذشت (نقد کنید)    

من اصرار ندارم بگم برای محرمه

در این راه غیر از دستانم ، پا های من نیز کمکم میکنند ، پاهام بیشتر میتونند کار آمد باشن ، البته این کار صرفا کاری برای محرم نیست ، نمیدونم دوستان چرا اینقدر اصرار دارن  که بگن برای محرمه ، خوب شما بگین ماهم که دوست نداریم، ولی ماهم میگیم برای محرمه . شخصی که پشت پنجره مانده / موسیقی متن ربه کا ...   ادامه مطلب

 

 

 

      اشک معشوق/حامد داراب

معرفی کتاب ::

این فصل در کتابخانه ی اشک معشوق                               

به همراه شعر ماندگار ((خانوادگی)) اثر پره ور

 کارگردان : مارسل کارنه نویسنده فیلمنامه : ژاک ویو ، اقتباس دیالوگ ها : ژاک پرور.خیلی ها اعتقاد دارندکه فیلمنامه یک اثر مستقل نیست بلکه صرفا ماده ی خامی است برای به تصویر کشیده شدن توسط کارگردان بی شک اغلب فیلمنامه ها با چنین تعریفی سازگارند . ولی فیلم نامه هایی  هم  هست  که  با  آثارادبی ناب برابری میکند میشود آنها را بارها خواند و از خواندنشان لذت برد... ادامه مطلب

 

 

 

     

بداهه پردازی ، پرش بز، تماشاگر ::

در دفتر تئاتر اشک معشوق بخوانید  (انور سبزی) 

گفتاری درباره ی (مده آ - رپوتاژ)

نمایشنامه ی آتیلا پسیانی با کارگردانی مهدی صدر، یعنی رسانه در  ساختار  حکومتی  تو  تالیتر  تبدیل  به ابزاری برای مجاب کردن ذهنیت شهروندان است . نحوه استفاده از رسانه با توجه به  نوع حکومت و نحوه برخورد  آن  با  اذهان  عمومی  متفاوت  است گاه رادیوی  سالهای جنگ جهانی دوم است که گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) از آن برای ...  ادامه مطلب

 

 

 

      سیروس نیرو 

هنوز نیما را به درستی نشناخته اند ::

نقد شعر اشک معشوق اینبار با (مجله امتیاز)

صحبتهای سیروس نیرو ، شاعر بازمانده نسل نیما

 سیروس نیرو تا آنجا که میدانم تنها بازمانده ی نسلی ست که با نیما ودر کنار نیما رشد کرد و بالید و شعر گفت و نوشت ، از خلال گفت و گویی که با او داشتم میتوان دریافت که او  با  نگاهی  چند  سویه  خود  را  بهترین شاگرد نیما میداند ...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/سید مهدی موسوی/         

نه برای آنکه سید است::

حرفهای حامد داراب با میترا دربندی درباره مهدی موسوی

برای آنکه سید مهدی موسوی ست

 میترا دربندی یکی از شاعران خوب و جوان که تازه با اون آشنا شده ام هیچ اثری از مهدی موسوی نخونده بود فقط اسمی از اون شنیده بود و حرفهایی در باره ی روش شعر گفتنش.  اما  خانم  دربندی  که  دانشجوی فلسفه هم هست ازم خواست از مهدی موسوی حرف بزنم...  ادامه مطلب

 

 

 

     هنر مفهومی

این یک چشمه است ::

فلسفه اشک معشوق اینبار با

گذری بر دلتنگی  ِهنرهای مفهومی

 هنر مفهومی دستاوردی از آوانگاردگرایی در هنر مدرن است . اگرچه آغازگران این گرایش را به هنرمندان آمریکایی – انگلیسی دهه 60 و 70 همچون جوزف کاسوت ، لارنس وینر ، استنلی براون و ... مربوط می دانند ولی باید گفت که هر اثر هنری باید دارای مفهوم باشد . مفهومی که فرای ظاهر و  صورت  اثر  بوده  و ارائه معنا می کند...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/ گریه روی شانه تخم مرغ/54678                                                                      

مبلغ فقط ۸۰۰۰ تومان ::

 مجموعه گریه روی شانه ی تخم مرغ به دو زبان فرانسه و انگلیسی در آمد     

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنک 

 گفتیم بزاریم مترجمان خوب این آثار این بخش را بنویسند اما نه بهانه چرا اونها قبول نکردن  یعنی  گفتن نیازی نیست برید و خوش باشید . خیلی سخته ترجمه ی غزل اونم از نوعی که ، البته سرحدی میگفت این غزل ها راحت ترن چون دایره ی واژگانی شون امروزی تره و بهتر تر میشه براش  معادل  پیدا  کرد  اما  امامی میگفت نه  ...  ادامه مطلب

 

 

 

 

 

 

  

                                                                 نظر های بازدید کنندگان

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 

  به زودی::

فصلی تازه از اشک معشوق

فریدون ضرغامی به روایت حامد داراب

کتاب "ازتلخ و شاد وطنم" به قلم فریدون ضرغامی،در وبگاه اشک معشوق به روایت حامد داراب منتشر میشود.

  

 

 

کمال الملک:: من آرزو طلب نمی کنم ، آرزو میسازم

                                                                                          (کمال الملک - زنده یاد علی حاتمی)

 

 

مردی شده برای خودش دردم ::  (عنوان :: علیرضا آدینه)  

اینبار دوس دارم تو شروع کنی ، تو حرف بزنی ، و من به اندازه ی تموم اون سالا ، گوشت کنم ، حرف بزن  مال الروح من ، حرف بزن ، فقط یه بار . بگو توی اون سالا از دست من چی کشیدی و قتی همه چیز و فراهم میکردم تا بگیری و سر بری ، اونوقت زیرتو خاموش کنم و توی بی زبون نتونی بگی سردته ، حرف بزن مال القلب من . بگو ببینم،  میگن درد شدی ، میگن بزرگ شدی ، از آب و گل در اومدی میگن ، بزن حرف ببینمت؟ ، این تخت ِ موریانه زده یادت میاد؟ ، هنوزم پابرجاس ، کر شه چشم شیطون ، میگفتن اون روزا میخواد بیفته ، باید تازش کنیم ، واِلا شب یه هو از زیر  سر میره ، این موریانه ها گوش به حرفم دادن انگاری، دُرُس عین ساعتا که هی حرف هی حرف هی حرف به گوشم دادن که بغضمه العان . از دور که دیدمِش شناختم به خدا ، نمیدونستم رفتی پیش اون ، واِلا اینقدر اصرارش نمیکردم که بیاد فالم بگیره . نگو رفتی جا خوش کردی ، غافل ِ ما ، از قافله دوری بد جور ، نیستی توی باغ . 

                                                                                              (حامد داراب)      

 

از زبان سید علی صالحی::                                                                                              

چرا به یادت نمی آورم ؟ هنوز تنگ غروبی دریا بود ، که فانوس کومه ی منو تو روشن کردی . پیاله ی باژگون مصیبت شامگاه هم از آن تفال تاریک شکست ، ورنه من اینهمه تردید رفتنم نبود . دهانم پر از بوی واژه ، بوته ی گل سرخی بر شانه ی چپم و هزار نام آسیمه از نشانی ماه و دری بی کلید مشرف به کوچه ی بی نام.  

                                                                        (از کتاب: عاشق شدن در دی ماه)

 

 

                  نشانی :خیابان ظفر بین نفت و مدرس خیابان فرید افشار کوچه نور پلاک ۲۴ تلفن ۲۲۲۷۳۹۱۷

 

 

 

      بی پولی / اشک معشوق

روزی روزگاری دسیکا :: 

سینمای اشک معشوق نگاهی به فیلم بی پولی ساخته حمید نعمت الله (حامدداراب)    

نمیدونی چقدر خوشحالیمه لیلا ، سیمرغ برده

بوتیک فیلم محشری بود، فیلم محشری هست و خواهد بود . بی پولی فیلم محشری نیست ، فیلم خوبی است که میتواند الگوی خوبی برای سینمای کمدی مخاطب پسند دارای چار چوب در ایران  باشد . از  پایان  فیلم خوشم نیامد چرا؟... ادامه مطلب

 

 

 

     اصغر فرهادی/گلشیفته فراهانی/رعنا آزادی ور/اشک معشوق         

در ضیافت میزبان  ::

با اصغر فرهادی پیش از سفر به برلین (خسرو نقیبی)   

درباره ی (درباره ی الی)

فرهادی را یک دهه قبل کشف کردند وقتی ((روزگار جوانی مینوشت)) و بعد تر وقتی ((داستان یک شهر )) رو می ساختش ، سری دوم مجموعه  که  پخش  شد ، نگاه تلخش خیلی یا رو به خودش جلب کرد .  یادمه مجموعه بین منتقدان خانه سینما دیده شد و فرهادی چه شانسی پیدا کرد تا به واسطه ی شهرت تلویزیونی اش به سینما راه پیدا کند... ادامه مطلب

 

 

 

       حامد داراب

شب ِ آیه ی هزار و چهارصد و سیُم :: 

شعری از حامد داراب برای محرم ی که گذشت (نقد کنید)    

من اصرار ندارم بگم برای محرمه

 در این راه غیر از دستانم ، پا های من نیز کمکم میکنند ، پاهام بیشتر میتونند کار آمد باشن ، البته این کار صرفا کاری برای محرم نیست ، نمیدونم دوستان چرا اینقدر اصرار دارن  که بگن برای محرمه ، خوب شما بگین ماهم که دوست نداریم، ولی ماهم میگیم برای محرمه .                                                            شخصی که پشت پنجره مانده / موسیقی متن ربه کا ...   ادامه مطلب

 

 

 

      اشک معشوق/حامد داراب

معرفی کتاب ::

این فصل در کتابخانه ی اشک معشوق                               

به همراه شعر ماندگار ((خانوادگی)) اثر پره ور

 کارگردان : مارسل کارنه نویسنده فیلمنامه : ژاک ویو ، اقتباس دیالوگ ها : ژاک پرور.خیلی ها اعتقاد دارندکه فیلمنامه یک اثر مستقل نیست بلکه صرفا ماده ی خامی است برای به تصویر کشیده شدن توسط کارگردان بی شک اغلب فیلمنامه ها با چنین تعریفی سازگارند . ولی فیلم نامه هایی  هم  هست  که  با  آثارادبی ناب برابری میکند میشود آنها را بارها خواند و از خواندنشان لذت برد... ادامه مطلب

 

 

 

     

بداهه پردازی ، پرش بز، تماشاگر ::

در دفتر تئاتر اشک معشوق بخوانید  (انور سبزی)                                                                        

گفتاری درباره ی (مده آ - رپوتاژ)

  نمایشنامه ی آتیلا پسیانی با کارگردانی مهدی صدر، یعنی رسانه در  ساختار  حکومتی  تو  تالیتر  تبدیل  به ابزاری برای مجاب کردن ذهنیت شهروندان است . نحوه استفاده از رسانه با توجه به  نوع حکومت و نحوه برخورد  آن  با  اذهان  عمومی  متفاوت  است گاه رادیوی  سالهای جنگ جهانی دوم است که گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) از آن برای ...  ادامه مطلب

 

 

 

      سیروس نیرو 

هنوز نیما را به درستی نشناخته اند ::

نقد شعر اشک معشوق اینبار با (مجله امتیاز)

صحبتهای سیروس نیرو ، شاعر بازمانده نسل نیما

 سیروس نیرو تا آنجا که میدانم تنها بازمانده ی نسلی ست که با نیما ودر کنار نیما رشد کرد و بالید و شعر گفت و نوشت ، از خلال گفت و گویی که با او داشتم میتوان دریافت که او  با  نگاهی  چند  سویه  خود  را  بهترین شاگرد نیما میداند ...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/سید مهدی موسوی/         

نه برای آنکه سید است::

حرفهای حامد داراب با میترا دربندی درباره مهدی موسوی

برای آنکه سید مهدی موسوی ست

 میترا دربندی یکی از شاعران خوب و جوان که تازه با اون آشنا شده ام هیچ اثری از مهدی موسوی نخونده بود فقط اسمی از اون شنیده بود و حرفهایی در باره ی روش شعر گفتنش.  اما  خانم  دربندی  که  دانشجوی فلسفه هم هست ازم خواست از مهدی موسوی حرف بزنم...  ادامه مطلب

 

 

 

     هنر مفهومی

این یک چشمه است ::

فلسفه اشک معشوق اینبار با

گذری بر دلتنگی  ِهنرهای مفهومی

 هنر مفهومی دستاوردی از آوانگاردگرایی در هنر مدرن است . اگرچه آغازگران این گرایش را به هنرمندان آمریکایی – انگلیسی دهه 60 و 70 همچون جوزف کاسوت ، لارنس وینر ، استنلی براون و ... مربوط می دانند ولی باید گفت که هر اثر هنری باید دارای مفهوم باشد . مفهومی که فرای ظاهر و  صورت  اثر  بوده  و ارائه معنا می کند...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/ گریه روی شانه تخم مرغ/54678                                                                      

مبلغ فقط ۸۰۰۰ تومان ::

 مجموعه گریه روی شانه ی تخم مرغ به دو زبان فرانسه و انگلیسی در آمد     

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنک 

 گفتیم بزاریم مترجمان خوب این آثار این بخش را بنویسند اما نه بهانه چرا اونها قبول نکردن  یعنی  گفتن نیازی نیست برید و خوش باشید . خیلی سخته ترجمه ی غزل اونم از نوعی که ، البته سرحدی میگفت این غزل ها راحت ترن چون دایره ی واژگانی شون امروزی تره و بهتر تر میشه براش  معادل  پیدا  کرد  اما  امامی میگفت نه  ...  ادامه مطلب

 

 

 

 

 

 

  

                                                                 نظر های بازدید کنندگان

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 

  به زودی::

فصلی تازه از اشک معشوق

فریدون ضرغامی به روایت حامد داراب

کتاب "ازتلخ و شاد وطنم" به قلم فریدون ضرغامی،در وبگاه اشک معشوق به روایت حامد داراب منتشر میشود.

  

 

 

کمال الملک:: من آرزو طلب نمی کنم ، آرزو میسازم

                                                                                          (کمال الملک - زنده یاد علی حاتمی)

 

 

مردی شده برای خودش دردم ::  (عنوان :: علیرضا آدینه)  

اینبار دوس دارم تو شروع کنی ، تو حرف بزنی ، و من به اندازه ی تموم اون سالا ، گوشت کنم ، حرف بزن  مال الروح من ، حرف بزن ، فقط یه بار . بگو توی اون سالا از دست من چی کشیدی و قتی همه چیز و فراهم میکردم تا بگیری و سر بری ، اونوقت زیرتو خاموش کنم و توی بی زبون نتونی بگی سردته ، حرف بزن مال القلب من . بگو ببینم،  میگن درد شدی ، میگن بزرگ شدی ، از آب و گل در اومدی میگن ، بزن حرف ببینمت؟ ، این تخت ِ موریانه زده یادت میاد؟ ، هنوزم پابرجاس ، کر شه چشم شیطون ، میگفتن اون روزا میخواد بیفته ، باید تازش کنیم ، واِلا شب یه هو از زیر  سر میره ، این موریانه ها گوش به حرفم دادن انگاری، دُرُس عین ساعتا که هی حرف هی حرف هی حرف به گوشم دادن که بغضمه العان . از دور که دیدمِش شناختم به خدا ، نمیدونستم رفتی پیش اون ، واِلا اینقدر اصرارش نمیکردم که بیاد فالم بگیره . نگو رفتی جا خوش کردی ، غافل ِ ما ، از قافله دوری بد جور ، نیستی توی باغ . 

                                                                                              (حامد داراب)      

 

از زبان سید علی صالحی::                                                                                              

چرا به یادت نمی آورم ؟ هنوز تنگ غروبی دریا بود ، که فانوس کومه ی منو تو روشن کردی . پیاله ی باژگون مصیبت شامگاه هم از آن تفال تاریک شکست ، ورنه من اینهمه تردید رفتنم نبود . دهانم پر از بوی واژه ، بوته ی گل سرخی بر شانه ی چپم و هزار نام آسیمه از نشانی ماه و دری بی کلید مشرف به کوچه ی بی نام.  

                                                                        (از کتاب: عاشق شدن در دی ماه)

 

 

                  نشانی :خیابان ظفر بین نفت و مدرس خیابان فرید افشار کوچه نور پلاک ۲۴ تلفن ۲۲۲۷۳۹۱۷

 

 

 

      بی پولی / اشک معشوق

روزی روزگاری دسیکا :: 

سینمای اشک معشوق نگاهی به فیلم بی پولی ساخته حمید نعمت الله (حامدداراب)    

نمیدونی چقدر خوشحالیمه لیلا ، سیمرغ برده

بوتیک فیلم محشری بود، فیلم محشری هست و خواهد بود . بی پولی فیلم محشری نیست ، فیلم خوبی است که میتواند الگوی خوبی برای سینمای کمدی مخاطب پسند دارای چار چوب در ایران  باشد . از  پایان  فیلم خوشم نیامد چرا؟... ادامه مطلب

 

 

 

     اصغر فرهادی/گلشیفته فراهانی/رعنا آزادی ور/اشک معشوق         

در ضیافت میزبان  ::

با اصغر فرهادی پیش از سفر به برلین (خسرو نقیبی)   

درباره ی (درباره ی الی)

فرهادی را یک دهه قبل کشف کردند وقتی ((روزگار جوانی مینوشت)) و بعد تر وقتی ((داستان یک شهر )) رو می ساختش ، سری دوم مجموعه  که  پخش  شد ، نگاه تلخش خیلی یا رو به خودش جلب کرد .  یادمه مجموعه بین منتقدان خانه سینما دیده شد و فرهادی چه شانسی پیدا کرد تا به واسطه ی شهرت تلویزیونی اش به سینما راه پیدا کند... ادامه مطلب

 

 

 

       حامد داراب

شب ِ آیه ی هزار و چهارصد و سیُم :: 

شعری از حامد داراب برای محرم ی که گذشت (نقد کنید)    

من اصرار ندارم بگم برای محرمه

 در این راه غیر از دستانم ، پا های من نیز کمکم میکنند ، پاهام بیشتر میتونند کار آمد باشن ، البته این کار صرفا کاری برای محرم نیست ، نمیدونم دوستان چرا اینقدر اصرار دارن  که بگن برای محرمه ، خوب شما بگین ماهم که دوست نداریم، ولی ماهم میگیم برای محرمه .                                                            شخصی که پشت پنجره مانده / موسیقی متن ربه کا ...   ادامه مطلب

 

 

 

      اشک معشوق/حامد داراب

معرفی کتاب ::

این فصل در کتابخانه ی اشک معشوق                               

به همراه شعر ماندگار ((خانوادگی)) اثر پره ور

 کارگردان : مارسل کارنه نویسنده فیلمنامه : ژاک ویو ، اقتباس دیالوگ ها : ژاک پرور.خیلی ها اعتقاد دارندکه فیلمنامه یک اثر مستقل نیست بلکه صرفا ماده ی خامی است برای به تصویر کشیده شدن توسط کارگردان بی شک اغلب فیلمنامه ها با چنین تعریفی سازگارند . ولی فیلم نامه هایی  هم  هست  که  با  آثارادبی ناب برابری میکند میشود آنها را بارها خواند و از خواندنشان لذت برد... ادامه مطلب

 

 

 

     

بداهه پردازی ، پرش بز، تماشاگر ::

در دفتر تئاتر اشک معشوق بخوانید  (انور سبزی)                                                                        

گفتاری درباره ی (مده آ - رپوتاژ)

  نمایشنامه ی آتیلا پسیانی با کارگردانی مهدی صدر، یعنی رسانه در  ساختار  حکومتی  تو  تالیتر  تبدیل  به ابزاری برای مجاب کردن ذهنیت شهروندان است . نحوه استفاده از رسانه با توجه به  نوع حکومت و نحوه برخورد  آن  با  اذهان  عمومی  متفاوت  است گاه رادیوی  سالهای جنگ جهانی دوم است که گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) از آن برای ...  ادامه مطلب

 

 

 

      سیروس نیرو 

هنوز نیما را به درستی نشناخته اند ::

نقد شعر اشک معشوق اینبار با (مجله امتیاز)

صحبتهای سیروس نیرو ، شاعر بازمانده نسل نیما

 سیروس نیرو تا آنجا که میدانم تنها بازمانده ی نسلی ست که با نیما ودر کنار نیما رشد کرد و بالید و شعر گفت و نوشت ، از خلال گفت و گویی که با او داشتم میتوان دریافت که او  با  نگاهی  چند  سویه  خود  را  بهترین شاگرد نیما میداند ...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/سید مهدی موسوی/         

نه برای آنکه سید است::

حرفهای حامد داراب با میترا دربندی درباره مهدی موسوی

برای آنکه سید مهدی موسوی ست

 میترا دربندی یکی از شاعران خوب و جوان که تازه با اون آشنا شده ام هیچ اثری از مهدی موسوی نخونده بود فقط اسمی از اون شنیده بود و حرفهایی در باره ی روش شعر گفتنش.  اما  خانم  دربندی  که  دانشجوی فلسفه هم هست ازم خواست از مهدی موسوی حرف بزنم...  ادامه مطلب

 

 

 

     هنر مفهومی

این یک چشمه است ::

فلسفه اشک معشوق اینبار با

گذری بر دلتنگی  ِهنرهای مفهومی

 هنر مفهومی دستاوردی از آوانگاردگرایی در هنر مدرن است . اگرچه آغازگران این گرایش را به هنرمندان آمریکایی – انگلیسی دهه 60 و 70 همچون جوزف کاسوت ، لارنس وینر ، استنلی براون و ... مربوط می دانند ولی باید گفت که هر اثر هنری باید دارای مفهوم باشد . مفهومی که فرای ظاهر و  صورت  اثر  بوده  و ارائه معنا می کند...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/ گریه روی شانه تخم مرغ/54678                                                                      

مبلغ فقط ۸۰۰۰ تومان ::

 مجموعه گریه روی شانه ی تخم مرغ به دو زبان فرانسه و انگلیسی در آمد     

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنک 

 گفتیم بزاریم مترجمان خوب این آثار این بخش را بنویسند اما نه بهانه چرا اونها قبول نکردن  یعنی  گفتن نیازی نیست برید و خوش باشید . خیلی سخته ترجمه ی غزل اونم از نوعی که ، البته سرحدی میگفت این غزل ها راحت ترن چون دایره ی واژگانی شون امروزی تره و بهتر تر میشه براش  معادل  پیدا  کرد  اما  امامی میگفت نه  ...  ادامه مطلب

 

 

 

 

 

 

  

                                                                 نظر های بازدید کنندگان

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

  

  به زودی::

فصلی تازه از اشک معشوق

فریدون ضرغامی به روایت حامد داراب

کتاب "ازتلخ و شاد وطنم" به قلم فریدون ضرغامی، فروردین ماه ۱۳۸۷ در وبگاه اشک معشوق به روایت حامد داراب منتشر میشود.

  

 

 

کمال الملک:: من آرزو طلب نمی کنم ، آرزو میسازم

                                                                                                                                       (کمال الملک - زنده یاد علی حاتمی)

 

 

مردی شده برای خودش دردم :: 

اینبار دوس دارم تو شروع کنی ، تو حرف بزنی ، و من به اندازه ی تموم اون سالا ، گوشت کنم ، حرف بزن  مال الروح من ، حرف بزن ، فقط یه بار . بگو توی اون سالا از دست من چی کشیدی و قتی همه چیز و فراهم میکردم تا بگیری و سر بری ، اونوقت زیرتو خاموش کنم و توی بی زبون نتونی بگی سردته ، حرف بزن مال القلب من . بگو ببینم،  میگن درد شدی ، میگن بزرگ شدی ، از آب و گل در اومدی میگن ، بزن حرف ببینمت؟ ، این تخت ِ موریانه زده یادت میاد؟ ، هنوزم پابرجاس ، کر شه چشم شیطون ، میگفتن اون روزا میخواد بیفته ، باید تازش کنیم ، واِلا شب یه هو از زیر  سر میره ، این موریانه ها گوش به حرفم دادن انگاری، دُرُس عین ساعتا که هی حرف هی حرف هی حرف به گوشم دادن که بغضمه العان . از دور که دیدمِش شناختم به خدا ، نمیدونستم رفتی پیش اون ، واِلا اینقدر اصرارش نمیکردم که بیاد فالم بگیره . نگو رفتی جا خوش کردی ، غافل ِ ما ، از قافله دوری بد جور ، نیستی توی باغ . 

                                                                                                                       (حامد داراب)      

 

از زبان سید علی صالحی::                                                                                              

چرا به یادت نمی آورم ؟ هنوز تنگ غروبی دریا بود ، که فانوس کومه ی منو تو روشن کردی . پیاله ی باژگون مصیبت شامگاه هم از آن تفال تاریک شکست ، ورنه من اینهمه تردید رفتنم نبود . دهانم پر از بوی واژه ، بوته ی گل سرخی بر شانه ی چپم و هزار نام آسیمه از نشانی ماه و دری بی کلید مشرف به کوچه ی بی نام.  

                                                                                   (از کتاب: عاشق شدن در دی ماه)

 

 

                  نشانی :خیابان ظفر بین نفت و مدرس خیابان فرید افشار کوچه نور پلاک ۲۴ تلفن ۲۲۲۷۳۹۱۷

 

 

 

      بی پولی / اشک معشوق

روزی روزگاری دسیکا ::                                                                         سینمای اشک معشوق نگاهی به فیلم بی پولی ساخته حمید نعمت الله (حامدداراب)    

نمیدونی چقدر خوشحالیمه لیلا ، سیمرغ برده                                                     بوتیک فیلم محشری بود، فیلم محشری هست و خواهد بود . بی پولی فیلم محشری نیست ، فیلم خوبی است که میتواند الگوی خوبی برای سینمای کمدی مخاطب پسند دارای چار چوب در ایران  باشد . از  پایان  فیلم خوشم نیامد چرا؟... ادامه مطلب

 

 

 

     اصغر فرهادی/گلشیفته فراهانی/رعنا آزادی ور/اشک معشوق         

در ضیافت میزبان  ::                                                                                     با اصغر فرهادی پیش از سفر به برلین (خسرو نقیبی)   

درباره ی (درباره ی الی)                                                                          فرهادی را یک دهه قبل کشف کردند وقتی ((روزگار جوانی مینوشت)) و بعد تر وقتی ((داستان یک شهر )) رو می ساختش ، سری دوم مجموعه  که  پخش  شد ، نگاه تلخش خیلی یا رو به خودش جلب کرد .  یادمه مجموعه بین منتقدان خانه سینما دیده شد و فرهادی چه شانسی پیدا کرد تا به واسطه ی شهرت تلویزیونی اش به سینما راه پیدا کند...     ادامه مطلب

 

 

 

       حامد داراب/HAMED DARAB2

شب ِ آیه ی هزار و چهارصد و سیُم ::                                                             شعری از حامد داراب برای محرم ی که گذشت (نقد کنید)    

من اصرار ندارم بگم برای محرمه                                                                      در این راه غیر از دستانم ، پا های من نیز کمکم میکنند ، پاهام بیشتر میتونند کار آمد باشن ، البته این کار صرفا کاری برای محرم نیست ، نمیدونم دوستان چرا اینقدر اصرار دارن  که بگن برای محرمه ، خوب شما بگین ماهم که دوست نداریم، ولی ماهم میگیم برای محرمه .                                                            شخصی که پشت پنجره مانده / موسیقی متن ربه کا ...   ادامه مطلب

 

 

 

      اشک معشوق/حامد داراب

معرفی کتاب ::                                                                                              این فصل در کتابخانه ی اشک معشوق                               

به همراه شعر ماندگار ((خانوادگی)) اثر پره ور                                                کارگردان : مارسل کارنه نویسنده فیلمنامه : ژاک ویو ، اقتباس دیالوگ ها : ژاک پرور.خیلی ها اعتقاد دارندکه فیلمنامه یک اثر مستقل نیست بلکه صرفا ماده ی خامی است برای به تصویر کشیده شدن توسط کارگردان بی شک اغلب فیلمنامه ها با چنین تعریفی سازگارند . ولی فیلم نامه هایی  هم  هست  که  با  آثارادبی ناب برابری میکند میشود آنها را بارها خواند و از خواندنشان لذت برد... ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/

بداهه پردازی ، پرش بز، تماشاگر ::                                                                    در دفتر تئاتر اشک معشوق بخوانید  (انور سبزی)                                                                        

گفتاری درباره ی (مده آ - رپوتاژ)                                                               نمایشنامه ی آتیلا پسیانی با کارگردانی مهدی صدر، یعنی رسانه در  ساختار  حکومتی  تو  تالیتر  تبدیل  به ابزاری برای مجاب کردن ذهنیت شهروندان است . نحوه استفاده از رسانه با توجه به  نوع حکومت و نحوه برخورد  آن  با  اذهان  عمومی  متفاوت  است گاه رادیوی  سالهای جنگ جهانی دوم است که گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) از آن برای ...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق 

هنوز نیما را به درستی نشناخته اند ::                                                                  نقد شعر اشک معشوق اینبار با (مجله امتیاز)

صحبتهای سیروس نیرو ، شاعر بازمانده نسل نیما                                              سیروس نیرو تا آنجا که میدانم تنها بازمانده ی نسلی ست که با نیما ودر کنار نیما رشد کرد و بالید و شعر گفت و نوشت ، از خلال گفت و گویی که با او داشتم میتوان دریافت که او  با  نگاهی  چند  سویه  خود  را  بهترین شاگرد نیما میداند ...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/سید مهدی موسوی/         

نه برای آنکه سید است::                                                                               حرفهای حامد داراب با میترا دربندی درباره مهدی موسوی

برای آنکه سید مهدی موسوی ست                                                                   میترا دربندی یکی از شاعران خوب و جوان که تازه با اون آشنا شده ام هیچ اثری از مهدی موسوی نخونده بود فقط اسمی از اون شنیده بود و حرفهایی در باره ی روش شعر گفتنش.  اما  خانم  دربندی  که  دانشجوی فلسفه هم هست ازم خواست از مهدی موسوی حرف بزنم...  ادامه مطلب

 

 

 

     هنر های مفهومی/ اشک معشوق 

این یک چشمه است ::                                                                                          فلسفه اشک معشوق اینبار با                                                                        

گذری بر دلتنگی  ِهنرهای مفهومی                                                                    هنر مفهومی دستاوردی از آوانگاردگرایی در هنر مدرن است . اگرچه آغازگران این گرایش را به هنرمندان آمریکایی – انگلیسی دهه 60 و 70 همچون جوزف کاسوت ، لارنس وینر ، استنلی براون و ... مربوط می دانند ولی باید گفت که هر اثر هنری باید دارای مفهوم باشد . مفهومی که فرای ظاهر و  صورت  اثر  بوده  و ارائه معنا می کند...  ادامه مطلب

 

 

 

     اشک معشوق/ گریه روی شانه تخم مرغ/54678                                                                      

مبلغ فقط ۸۰۰۰ تومان ::                                                                            مجموعه گریه روی شانه ی تخم مرغ به دو زبان فرانسه و انگلیسی در آمد     

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنک                                                                گفتیم بزاریم مترجمان خوب این آثار این بخش را بنویسند اما نه بهانه چرا اونها قبول نکردن  یعنی  گفتن نیازی نیست برید و خوش باشید . خیلی سخته ترجمه ی غزل اونم از نوعی که ، البته سرحدی میگفت این غزل ها راحت ترن چون دایره ی واژگانی شون امروزی تره و بهتر تر میشه براش  معادل  پیدا  کرد  اما  امامی میگفت نه  ...  ادامه مطلب

 

 

 

 

 

 

 

 

  

                                                                 نظر های بازدید کنندگان

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 

 

هم اکنون در حال به روزرسانی میباشیم

ساعاتی دیگر مراجعه بفرمایید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
    

  

سخن اول:: با یاد علیرضا آدینه

 

بوی سوز ، بوی درد ، بوی روح سوخته

چشماشو یکی با نخ ، پشت در به هم دوخته

۱

چنتا عکس وامونده 

توی قاب ِ روی میز

   یه خیال کز خورده ، روز آخر پاییز

۲

سایه ی طناب دار ، روی سینه ی دیوار

رد طرحی از پرواز ، دود نازک سیگار

۳

با تموم این حرفا

تو بعیده برگردی

مرگ ازت عقب مونده

بسکه خود کشی کردی

                           حامد داراب     

 

 

 

 

 

 

 

سخن دوم:: یواشکی 

 همه آدمها واسه  خودشون  یه یواشکی دارن ، یه  یواشکی  که  هیچکی  نمیدونه  چیه. اشکالی  نداره اگه یواشکی به ما سر میزنی، اگه یواشکی میخونیمون، اگه یواشکی پیام میزاری،  اگه یواشکی هرکار دیگه ای میکنی من شک ندارم ،  یه  روزی  این یواشکی ها میشن خاطره  واسه دفتر خاطرات صورتیت.ا

 

به قول آن تایلر:: در داستان کوتاه (ذوق زبان)    

بعضی آدمها با شور و اشتیاق میپرن توی آب، و بعضی اول انگشت های پاشان را توی آب میزنن و درجه ی حرارت را می سنجند. تو ای نازنین از دسته ی دوم هستی ، و  کارهایی که تو میکنی محاسبه شده است، تو لبخندهایت را اندازه میگیری ،کلمه ها را میشمری ،تو آدم سردی هستی، سرد.

 

علی حاتمی :: سوته دلان

 مجید ظروفچی : خدا چقدر دشمن داری ها ...دوستات هم که ماییم یه مشت علیل عاجز عقل که توو حقشون دشمنی کردی.  

                                                                 

 

 

 

 

تا که تمام اشتیاق ماجرا مُرد

چیزی نگفتیم و صدا پشت صدا مُرد

یک عمر من با من گذشت و تازگی ها

پی برده ام از ابتدا با ما خدا مُرد

بی پاسخ این پژواکها ،رفت آنقَدر که

در بین آن بی پاسخی صوت دعا مُرد

                                     حامد داراب       

  

 

  

 

 

 

هنوزم خاک بازی میکنی؟ :: به آنها که کودکی شان گم شد                  

           

 شاید به قول اخوان گفتم تا فر یادی بر کشم و باز دیدم صدایم کوته است ، آن روزهای دور را که مرور میکنم چیزی نیست جز (آوازهای کودکی صبورم). یک کیف تازه خریده بودم قرمز و زرد و بنفش ، کولی بود . مداد رنگی هایم را هم دوست داشتم بیست و چهارتا بودند که دختر همسایه یکی شان را همان روز اول گم کرده بود ،  شاید آن روزها با یاد کودک تری هایم (آوازهای کودکی صبورم) را مینوشتم.

به کودکی گم شده ام ، به نتهای مجید انتظامی به خنده های پت و پهن شرف تاراج و به هرم شوق تابستان آن روزها آوازهای کودکی صبورم رااینجا بخوانید. باشد که باشی سادگی.  

                                                                

   

اشک معشوق حامی شاعرانگی فیلم کنعان

 

  

انعکاس یک نظر :: شعر راه خود را میرود

   

سید عباس سجادی :: به نظر من متاسفانه شعر جوان دچار بیماری و بحران است که از آن جمله میتوان  به ۱ـ نامفهوم سرایی۲ـمخاطب گریزی ، اشاره کرد، بعضی شاعران ما فکر میکنند که تافته ی جدا بافته ای از شعر گذشته هستند . ارتباط خود را با گذشته (نزدیک) قطع کرده اند و به آینده فکر نمی کنند . و  نتیجه آن میشود که دچار بازی های  زود  گذر زبانی میگردند . به اعتقاد من جریان واقعی و اصیل شعر مسیر خودش را ادامه میدهد و به قدری قوی است که دچار این بازی ها نمیشود . متاسفانه به جای اصل قضیه یعنی شعر ما تئوری شعر داریم که فاقد ارزش بدون اثر میباشد  در طول  این همه  مدت  از این  همه  تئوری  کدامیک مانده است  به قول دوستان (( گله آنقدر ندیدیم  که چوپان دیدیم)).

 

 

  

 

 

یاداشتی در باره سینما و ادبیات معاصر  :: این هنر چه ربطی به ما دارد

   

حسين معززي‌نيا:: پارسال يا شايد هم دو سال قبل ، در روزنامه شرق، گفت و گويي با متفکر ارجمند، جناب داريوش شايگان منتشر شد که به بهانه چاپ اولين رمان ايشان انجام شده بود؛ رماني که به زبان فرانسه نوشته شده و متاسفانه هنوز نسخه فارسي اش منتشر نشده است. در اين گفت و گو بحث ادبيات داستاني و نسبتش با تفکر فلسفي طرح شده بود و اين که چطور مي شود يک آدم اهل فلسفه در موقعيتي قرار بگيرد که ترجيح بدهد دغدغه هايش را در قالب رمان توصيف کند. و بحث رسيده بود به اينجا که چقدر عجيب است موقعيت انسان امروز ايراني و پيچيدگي هاي ذهني و تناقض هاي هويتي او در ادبيات ما منعکس نمي شود يا خيلي کم تاثير و بي خاصيت منعکس مي شود و شايگان تاکيد کرده بود بعيد است قوم ديگري در زمانه ما اين همه تناقض هاي فردي و جمعي را تجربه کند و در چنين موقعيت تاريخي خاصي قرار گرفته باشد و چنين درگيري هاي مردافکني با مقوله هايي مثل دين، سنت، مدرنيته، تکنولوژي، دموکراسي، قوانين مدني و تعصبات قومي و نژادي داشته باشد، آن وقت ادبيات داستاني اش بي توجه به اين همه موضوعات منحصر به فرد و استثنايي، عوالم ذهني و هپروتي نامعيني را توصيف کند و تصوير واقعي کلنجارهاي آدم ايراني اين زمانه را ثبت نکند. نکاتي که شايگان طرح کرده البته اظهارات کاملاً جديد و بي سابقه يي نيست و در ده پانزده سال اخير بوده اند کساني که جسته گريخته تاملاتي شبيه به اين را طرح کرده اند، اما در بيان دقيق و منظم او معرفت جديدي نسبت به موضوع وجود داشت که دغدغه اش را تازه و حرفش را تاثيرگذار جلوه مي داد. متاسفانه به آن شماره از روزنامه و متن اصلي آن مصاحبه دسترسي ندارم تا بتوانم عين گفته هاي شايگان را ذکر کنم و عبارات بالا را با اتکا به حافظه نقل کردم. مي خواهم بگويم معضل مورد اشاره شايگان اختصاص به يک دوره خاص از تاريخ ادبيات داستاني ندارد و اصلاً منحصر به حوزه داستان نويسي نيست؛ عمده آثار هنري ما در همه رشته ها به همين درد مبتلا هستند و بحث مان به وضعيت ده سال يا بيست سال اخير هم محدود نمي شود، اين يک مشکل گسترده و وسيع است که البته در مقاطعي شدت بيشتري پيدا مي کند. اگر از هنرمندان و صاحب نظران رشته هاي مختلف بپرسيد چرا ما دچار چنين وضعيتي هستيم، احتمالاً اغلب آنها به شما خواهند گفت اين وضعيت، نتيجه نظارت و کنترل هاي ناموجه دولتي و هراس بي دليل آنها از هنرمندان در همه ادوار تاريخ ما از ابتداي ورود هنر جديد به کشور تاکنون است. اين البته پاسخ نامعقول و اظهارنظر بي ربطي نيست، اما فقط بخشي از پاسخ است. واقعيت آن است که اين مشکل به شکل بنياني تر و پيچيده تري در تار و پود روايت هاي امروزي ما از انسان ايراني تنيده شده و باعث شده مثلاً سينماي امروز ما بيشتر به اين کار بيايد که «همه آنچه نيستيم» را در آن به نظاره بنشينيم، سينماي کنوني ايران از اين جهت دقيقاً همان کارکرد فيلمفارسي هاي دهه هاي 40 و 50 را پيدا کرده؛ آدم هاي اين فيلم ها و دنياي ذهني شان مهمل و بي معنا به نظر مي رسد چون از بنيان ارتباطي با دنياي واقعي ندارند. احياناً تصور نکنيد که داريم درباره شکلي از واقع گرايي عيني حرف مي زنيم و مي خواهيم از سينماگران درخواست کنيم به رئاليسم اجتماعي رو بياورند؛ مي شود فيلم علمي خيالي و حتي فانتزي ساخت اما مسائل و آدم هاي واقعي را به مخاطب نشان داد. مي شود فيلم کمدي ساخت و موقعيت هاي باورنکردني و غيرمنتظره ترتيب داد، اما از هپروتي بودن و مهمل بافتن و سرهم کردن موهومات پرهيز کرد.

وضعيت ادبيات داستاني، سينما، سريال هاي تلويزيوني و هنرهاي نمايشي ما از اين جهت اسفبار است و به همين دليل است که تاثير نمي گذارند و جدي گرفته نمي شوند. بايد به اين فکر کرد که چرا در چنين وضعيتي گرفتار شده ايم؛ شايد هنوز بعد از گذشت اين همه سال ماهيت هنر جديد را نشناخته ايم و بلد نيستيم دغدغه هايمان را با توسل به قواعد بياني مديوم هاي جديد بيان کنيم و فقط داريم با آنها بازي مي کنيم، شايد نهان روشي و پنهان کاري ذاتي ما ايجاب مي کند تصوير دفرمه يي از خودمان را در آثار هنري به نمايش بگذاريم، شايد جامعه هنري ما هنوز به خودآگاهي لازم براي درک حال و روز و موقعيت کنوني اجتماع دور و برش نرسيده، شايد هنرمند ما هنوز متقاعد نشده که لازم است ابتدا به آنچه مي گويد و مي نويسد ايمان آورده باشد و آدم هاي داستانش را بشناسد، شايد... شايد سانسور هم مقصر باشد، اما اين شکل از سانسور که ما گرفتارش بوده و هستيم، خودش زاده همين کج فهمي ها و تناقض هاست و نمي تواند علت اصلي باشد. بسياري از اشکال سانسور مولود همان سوءتفاهم هاي عمومي است که درباره کارکردها و شيوه هاي امروزي روايت هنري وجود دارد. به اين فکر مي کنم که ممکن است سال ها و دهه ها بگذرند و نسل هاي آينده براي شناختن آدم هاي اين دوران منبعي جز فيلم هاي خبري و بريده هاي روزنامه ها به دست نياورند و دغدغه هاي واقعي انسان ايرانيً اين زمانه و اين روزگار در غبار زمان گم شود و فراموش شود.

 

 

 آدرس موسسه :: تهران خیابان ظفر خیابان فرید افشار کوچه نور پلاک ۲۵  تلفن ۲۲۲۷۳۹۱۸

   

 

 

در انتظار مرگ انتقاد و ... :: چند یاداشت کوتاه و ساده در باره روزگار تلویزیون از حامد داراب

این یاداشت مورخ دوشنبه ۲۴/تیر/۱۳۸۷ در هفته نامه جهان سینما منتشر شد و البته اگر چه برای منتشر شدن در این پایگاه کمی  دیر شده اما باز هم از هیچی بهتره .  

حامد داراب /hamed darab/

در انتظار مرگ انتقاد:در ماه اخیر در عرصه صدا وسیما شاهد بودیم که اتفاقاتی هولناک رخ داد . اولی تعطیل شدن پیا پی  و بدون معطلی تک تک برنامه های انتقادی رادیو جوان بود برنامه هایی که بسیار موفق و پر مخاطب شده بودند و بدیهی است که بیش از این تاب تحمل آن را نداشتند . اتفاق دیگری که به فراخور محل وقوع بیشتر به چشم آمد تعطیلی برنامه مثلث شیشه ای بود که از هفته های پیش از وقوع ِتعطیلی، پیش بینی میشد . که البته از درست در آمدن پیش بینیمان اصلا خوشحال نیستیم.پس از اینها پخش برنامه چراغ خاموش با اجرای دوست بسیار خوب و فرهیخته ام امیر حسین مدرس ِعزیز بدون اعلام و اطلاع رسانی قبلی متوقف شد . تا این برنامه هم تاوان عبور از خط قرمز پر رنگ انتقاد در تلویزیون را بدهد . برنامه ی تازه ای که به راحتی جای خود را در میان مخاطب پیدا کرد و شکل تازه ای از برنامه چالشی را در میان گذاشت.خارج از همه اینها باید به برنامه ای که قرار بود کمال تبریزی به شکلی مستند با حضور رضا کیانیان در آن مقامات و شخصیت ها را به چالش بکشند نیز اشاره کنیم که طرح آن در صدا وسیما ناکام ماند.انتقاد یکی از وظایف اصلی و مهم رسانه است . اگر چه رسانه (شنیداری-تصویری) کشور ما کاملا دولتی ست اما همین رسانه هم وظیفه دارد علاوه بر برنامه های مختلف (تفسیری – تحلیلی) حتی در بخش های خبری هم واقعیت ها را بگوید ، گر چه این اتفاق خیلی نمی افتد. بالا بردن سطح انتقاد پذیری کار سختی نیست به شرط آنکه مسولین و اجتماع ما آن را به صورت مرتب و حتی بالاجبار تمرین کنند .  

سیمای خاب آلود در بی برنامگی مفرط: تابستان است ، مدارس دانشگاه ها تعطیل شده و اوقات فراقت به وفور موجود . اما سیمای ما مثل همیشه غافلگیر شده است ، یادش بخیر چندین سال قبل تهران شهر داری داشت که دائم در حال غافلگیر شدن بود ، اگر باران می آمد،اگر باران نمی آمد، اگر برف می آمد ، اگر برف نمی آمد و... حالا حکایت تلویزیون ماست اگر تعطیلی باشد، اگر نباشد ، اگر مناسبتها باشند ، اگر نباشند ، به هر حال شبکه های مختلف ما دائم در حال غافلگیر شدن میباشند .حالا هم نوبت غافلگیری تابستانی است به جرات میتوان گفت هیچ شبکه ای برنامه ی مشخص و خاصی برای این ایام ندارد . سازمان بسیار عظیم صدا وسیما با آن همه خدم و حشم آیا وقعا به برنامه ریزی اهمیت نمی دهد ؟ یا خدای نکرده توانایی این مهم را ندارد .واضح آنکه تابستان فرصت بی نظیری است برای هر رسانه ای تا به شکلی تاثیر گذار نسبت به دستیابی اهداف اجتماعی فرهنگی و هنری خود اقدام کند ، اما گویی سیمای ما خواب رخوت آلود تابستانی را ترجیح میدهد .

سقوط از هر دو سوی بام:یادم می آید تاهمین دوسه سال پیش حجم عمده ای از برنامه های تلوزیونی را مجموعه های روتین شبانه تشکیل میدادند. گاهی در یک شب دو سه شبکه انواع برنامه های طنز را با چهره های محبوب به روی آنتن میبردند ، و این کار آنقدر ادامه یافت و آنقدر در آن زیاده روی شد که دیگر اینگونه برنامه ها نمک خود را از دست دادند و مخاطب آنقدر آثار متوسط دید که دیگر حوصله اش سر رفت .حالا همه چیز بر عکس شده ، دیگر شبکه ها حاظر نیستند به تولید آثار روتین تن بدهند ، در واقع تمام تجربیات آن سالها به همین سادگی دور ریخته شده است.چند سال  پیا پی پیله کردن به  تولید انواع( فیلم- مجموعه ها) و بعد کاملا فراموش کردن آن ، بعد رواج مجموعه های پلیسی ، بعد تله فیلم سازی ، بعد مجموعه هر شبی ساختن و رها کردن آن نشانه ی بارز فقدان برنامه ریزی دراز مدت در صدا و سیماست.                                                  

 

 

 

به لهجه ی مرگ تلفظ ات میکنم .

به اواخر خط ،

به آنجا که بغض کرده ،

به دایره ای مانده در راس ،

به طولانی شدن ،

به زبان مادری ام،

لهجه ی مرگ .

                    حامد داراب

 

  

 

 

  

..............................................................................................................................................

در دفترهای وبلاگ چه میگذرد

..............................................................................................................................................

 

 

سینما ::

اختصاصی اشک معشوق:بخش اول حرفهای حامد داراب با مصطفی رزاق کریمی کارگردان حس پنهان.

به مناسبت ۲۱ شهریور روز سینما : گزارش کاملی از آشنایی ایرانیان با سینما .

برای اولین بار در دنیای مجازی، پیش از اکران، آنونس فیلم کنعان به سفارش اشک معشوق

 ومساعدت هدایت فیلم برای دانلود . ومطالب دیگر

 فلسفه :: 

متن کامل ، فلسفه چیست و چرا ارزش مطالعه دارد؟

 (دیدگاه آ.س.یونگ) در باره فلسفه به همراه چند پیوست

کتابخانه::

متن کامل رمان ناتاشا اثر والادیمیر والادمیرویچ ناباکوف

و مختصری از زندگی نامه او

نقد شعر::

ادامه خلاصه مقالات همایش اساتید دانشگاه ادبیات با عنوان

(بایدها ونبایدهای ادبیات فارسی)

موسیقی::

نقدی بر ترانه های به من چه و چکاوک ، ایرج جنتی عطایی

به همراه متن کامل ترانه ها و لینک دانلود

 

 

 

 

  

..............................................................................................................................................

یادواره ها

.............................................................................................................................................. 

 

استاد محمد پروین گنابادی جلال آل احمد عبدالحسین زرین کوب احمد محمود عمران صلاحی

 

شهریور :: یکم سالمرگ محمد پرویز گنابادی . هجدهم سالمرگ جلال آل احمد . بیست و یکم روز سینما . بیست و چهارم سالمرگ عبدالحسین زرین کوب و تقی رفعت . بیست و هفتم روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار . سیهم  میلاد فریدون مشیری مهر :: هشتم روز مولانا . دوازدهم سالمرگ احمد محمود . سیزدهم سالمرگ عمران صلاحی .بیستم روز حافظ شیرازی .

 
سفری داریم در آب‌های آینه
 
با زورقی نگران ،از نیمه‌ی تاریک در می‌آییم
 
و در نیمه‌ی روشن به خویش می‌رسیم
 
عبور می‌کنیم از خویشتن
 
ما تصویر می‌شویم
 
و تصویرمان ، به جای ما می‌نشیند 
 
                                                     عمران صلاحی
 
 
 
 
 
 
 
 
  

..............................................................................................................................................

خبرهای تازه از وبلاگ

..............................................................................................................................................  

 
 
ستونی با عنوان ((از گوشه و کنارها)) در سمت چپ وبلاگ ایجاد شده است که مطالبی دیگر را به نمایش میگذارد و قابل کلیک میباشد که امید واریم در راستای اهداف پایگاه کارآمد باشد و بازدید کنندگان از این ستون و مطالبش استفاده ببرند
 
برای هرکدام از دفتر های ، موسیقی(نقد ترانه)، فلسفه ، و سینما . بخش نظرخواهی به صورت جداگانه ایجاد شده است تا بازدید کنندگان در صورت تمایل نظرهای خود را در رابطه با هر یک از این بخشها در صفحات خود بخش منعکس نمایند . همچنین نظر خواهی اصلی وبلاگ با عنوان ((نظرهای بازدید کنندگان)) در صفحه اصلی در ستون دفتر های وبلاگ قرار دارد.  

بازدید کننده محترم از این پس نظرهای خود را درباره مطالب وبلاگ، در ستون دفترهای وبلاگ، بخش-نظرهای بازدید کنندگان- بگذارید ، دفترهای وبلاگ در اولین بخش از ستون سمت چپ وبلاگ قرار گرفته است

هم اکنون :    تعداد نظرهای عمومی:  ۱۵۹   تعداد نظرهای خصوصی :  ۱۴۳   

 
 
  

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
      

 

(((تبلیغات))) 

 

 

 

اشک معشوق حامی شاعرانگی فیلم کنعان  

Nاشک معشوق /آرشیو عکس 125/کنعان

 

 

 

 

  

 بر گونه های من، باران مزن، باران

این کوه دریا شد، اینسان مزن، باران

زخمی که از دردش، من استخوان دادم

شوری نکن با او ،بر آن مزن، باران

سخت است دل کندن، در ظلمت از خورشید

دست از دلم بردار، آسان مزن، باران

تصمیم من هرگز، بر آن و با این نیست

سر نیزه هایم را، قرآن مزن، باران

جانی که میدانی، ارزان تر از حرف است

حرف گرانت را، بر جان مزن، باران 

  حامد داراب                                     

 

 

 

دوستان عزیز در برخی وبلاگها توسط برخی افراد بی خرد به نام وبلاگ اشک معشوق یا حامد داراب کامنت هایی گذاشته میشود که هیچ کدامشان از طرف این پایگاه و مدیرانش نمی باشد . ضمن عرض پوزش به خاطر وجود چنین مارمولکهای بدوی در جامعه جهانی خواهشمندیم صحت کامنتهایی که به آنها مشکوک هستید را با مطرح کردن آن در بخش نظرها از مدیران وبلاگ بپرسید،قبلا از همکاری شما سپاسگذاریم.     

 

 

بگذار برایت بگویم ، دلم احساس میکند چیزی بلد نیست ، دلم احساس میکند ، همه چیز هارا از دست داده ، بگذار برایت بگویم شاعر، شعر پاک یادم رفته ، شعر خواندن هم ، دیگر خیلی چیزها که دوستشان داشتم را دوست ندارم ، مزاجم فرق کرده ، این روزها بر عکس همیشه بادمجان را با اشتها میخورم ، باور کن باور کن ، من همان احساسهایم را میخواهم ، همان احساسهای بچه گانه، راستی جلوی آینه بودم ، دیدم دندان عقلم در آمده شاید به خاطر این است که فرق کردم و این فرق را چقدر خوب فکر میکنم ، میبینی میبینی شاعر ، دیگر اتفاقها را فکر میکنم نه حس ، فکر چه چیز بدی ، من شعرم را میخواهم ، من واژه هایم را میخواهم  من آرزوهای بزرگم را دوست داشتم ، میشنوی ، من آرزوهام را میخواهم، آرزوهایم. برگرد برگرد ، چرا بر نمیگردی؟ چرا برنمی گردی ؟ من احساسم را میخواهم ؟ احساسم را ، میفهمی.

                                                                                                                تهران/خرداد۸۷ 

 

 

به حق آنکه اورا هیچ حاجت نیست رحمت کن بر آنکه اورا هیچ حجت نیست

                                                                                               خواجه عبد الله انصاری(مناجات نامه)

 

 

اینها پرندگان زیبایی بودند،که بدقت نگاه داری میشدند ،و رنگهای درخشان داشتند،زنی که در زورق بود با حرکات سخاوت منشانه ای جولوشان دانه پاشید پرندگان دانه هارا برچیدند وبه سوی زن پرواز کردند.

                                                                                                  فرانتس کافکا (گراکوس شکارچی) 

 

 

 

 

 

 

....................................................................................

در دفترهای وبلاگ چه میگذرد

دفترهای وبلاگ در اولین بخش از ستون اطلاعات وبلاگ(ستون سمت چپ) قرار دارد .

همچنین در لیست زیر عنوان دفترها به صورت لینک قرار داده شده است و قابل کلیک میباشد

.................................................................................

 

 

سینما:

گزاش اختصاصی اشک معشوق: حرفهای حامد داراب باحسن زاهدی و ارژنگ امیرفضلی به بهانه زنده یادان شاهرخ سخایی و داود اسدی با عنوان (چه غریب ماندی ای دل) که قرار نیست بار دیگر منتشر شود . چهره منتخب این ماه. و...

شاهرخ سخایی و داود اسدی هنرمندانی بودند که هر دو در سوم فروردین ۱۳۸۷ دار فانی را بدرود گفتند بیایید با همه ی وجود برایشان بغض کنیم . از همه ی شما خواستارم گزارش بخش سینما را خوب بخوانید   

 

 موسیقی: 

   نقدی بر ترانه چکاوک اثر ایرج جنتی عطایی

 

 

کتابخانه:

 بخش پایانی کتاب مساله شناخت (انسان فطری و انسان مکتسب)

نوشته شهید مرتضی مطهری

 

 

پیامها:

متن نامه حامد داراب به الیکا ابراهیمی به بهانه ی پرواز جبرئیلی پدرش نادر ابراهیمی.

و مختصری از پیام حامد داراب به پویا شکیبایی و بانو پروین کوشیار،

فرزند و همسر زنده یاد خسرو شکیبایی

 

 

نقد شعر:

خلاصه مقالات همایش اساتید دانشگاه ادبیات با عنوان:

 (بایدها و نباید های ادبیات فارسی)

 

 

 مجموعه آثار: 

غزلها ، طرح ها ، یاداشتهای زخمی ، مقاله ها، وکارهای متفاوت(ط)

 

 

 

 

....................................................................................

 

یادواره 

 

.................................................................................... 

 

 

هرشب ستاره ای به زمین میکشند و باز

این آسمان غم زده غرق ستاره هاست

                                         

                                          کسرایی

 

 

 

اشک معشوق/ آرشیو عکس/123شماره/میرزاده عشقی

 

 دوازدهم تیر ماه سالروز کشته شدن میرزاده عشقی تسلیت باد

 

 

  میرزاده عشقی مقدمه ای برای شعر نیما بوده است اگر چه پیش از او ایرج میرزا به قول خودش ((شعر نو )) آورد و لی نمی توان از تاثیر شعر او به سرودن نیمایی چشم پوشید. عشقی با ایجاد اثری ژرف چون ((سه تابلو مریم)) احساسهای نوینی را برای برخورد های زبانی جدید در شعر آفرید.یاد و خاطره اش گرامی باد . 

 

 

  

 پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی

 ......

 

 

 ....................................................................................

در جهنم نمیشود شعر گفت اما از جهنم... 

 ....................................................................................  

 

 گوشه ای از سخنان شمس لنگرودی

در ششمین همایش سراسری شاعران جوان ایران

شبهای شهریور سال ۱۳۸۵

 

 وضعیت شعر امروز مثل بقیه چیزهای دیگر زندگی ماست مثل اقتصاد،سیاست،و مثل هویت ما دچار یک بحران است ،بحران به معنی بن بست نیست،به معنی بد بودن نیست،به معنی در تلاطم بودن برای رسیدن به یک جای تازه است.در جریان تلاطم بد و خوب با هم هستند،یعنی بسیاری شعر های خوب گفته میشود و بسیاری شعر های بد و این طول میکشد تا جا بی افتد.تا آرام آرام معلوم شود و این سبک و سیاق که العان گفته میشود خوانندگان زیادی را به همراه داشته باشد .العان نمیتوانیم به درستی بگوییم که وضعیت شعر امروز خوب است یا بد ،مثل بقیه چیزهای زندگی،که پر از خوبی هست و پر از بدی وپر از شعر های بد وپر از شعر های درخشان،که اتفاقا دارد به جاهای خوبی میرسد۷ اما تمام این صنعاتی که این سالها کشف شده یا احیانا خلق شده است ، اینها وقتی ارزشمند است که در هنرو اثر هنری حل شود و اثر ساده و البته نه ساده لوحانه ، باید قابل فهم باشد،به طوری که مخاطب بتواند خودش را در آن پیدا کند.نیاز شعر امروز این است که دستاوردها اولش حل شوند و به یک زبان شسته و رفته ای برسند که بتوانند خوانندگان بسیاری با آنها ارتباط بر قرار کنند و هنوز عموما به این مورد نرسیده ایم.به نظرم حرکت شعر امروز خوب است ، حرکت روبه جلوست ، زبان تازه ای در شعر امروز پیدا شده ، سمبولیسم دارد کنار میرود و زندگی واقعی و فلسفه زندگی واقعی بیشتر مورد توجه قرار دارد نه خود کلمات، زندگی واقعی. 

 

 

 

  

 

 

 

 

....................................................................................

حرفهای کوتاه برای هدفهای بلند

مثل داستان های خوب برای بچه های بد

.................................................................................... 

 

 

 

دوستان عزیز نوشته هایی در این پایگاه متعلق به حامد داراب است که در پایان مطلب نام او احیانا یا به تنهایی یا با ذکر تاریخ نگارش ثبت شده باشد.  

 

......

 

به اطلاع دوستانی که سوال نمودند فایل آرشیو اشک معشوق که قرار بود برای دانلود گذاشته شود چه

 شد ؟ میرسانیم. به علت حجم بالای آرشیو هنوز  نتوانستیم فایلهارا به طور کامل به فرمت (پی دی اف) تبدیل کنیم دوستان قول داده بودند ،برای تیر ماه که سالگرد تاسیس اشک معشوق است این فایلها آماده باشد که متاسفانه آماده نشد .  در پی آخرین صحبتها قرار شد که فایل کامل آن اواخر مرداد تحویل داده شود .  

 

......

 

 عباس رستمی : برخی دوستان در کامنتها میگفتند چرا این واژگان (حامد داراب) در وبلاگ زیاد تکرار میشود، اینجانب برای به روز رسانی وبلاگ اشک معشوق متن ها را از شخص حامد داراب تحویل میگیرم و هیچ تقصیری ندارم،اما از حامد خواستم این سوال را با وجود اینکه خودش متن ها را مینویسند به من جواب دهد،که جواب او را مینویسم:من در اصل حامد داراب نیستم من یک آدمم یک آدم معمولی حامد داراب یک چیز دیگری ست یک موجود یک توهم یک کسی که روزها می آید و میرود، مینویسد، حرف میزند، من جزوی از اویم یعنی من به تنهایی هویت ندارم و هویت من اوست من او را هر روز میبینم، واو به من نمیگوید چرا به سراغ من آمده ، من سالهاست او را میشناسم اما او  نیستم من یک آدم بی نامم یعنی از اولی که آمدم بی نام بودم حامد داراب من را پیدا کرد.

 

......

 

دوستان و همراهانی که نامه هایتان به دستانمان رسید و آنهارا با جان دل خواندیم و تا آنجا که امکانش فراهم بود پاسخ دادیم ، امیدوارم  در کمک به ارتقای هنری شما عزیزان مفید و کارآمد بوده باشیم ، همانگونه که شما در شناخت و نوع و ایجاد برای ما مفید بودید و به ما درس آموختید.

 

 ......  

 

 

 

 

 

 

 

 

.................................................................................... 

 تاملی بر بزرگترین رنج ِ،شعرهای پست مدرن فارسی

    حامد داراب

  hamed darab (حامد داراب

.................................................................................... 

 شاید سطر  { موقعیتی که در آن بی نهایت روایت های خورد موجود است که میتوانند با یکدیگر نیز در تناقض باشند } مفهومی ترین تعریفی باشد که میتوان در باره ی  (( پست مدرن )) به کار برد . بی شک  گرایشهای چند سال اخیر مسیل شعر و هنر در ایران  ، که رویکردهایی  حداقل در حصار عنوان و گه گاه  در کالبد ساختار و نوع بیان از حرکت هایی چون (پسا غزل)(غزل ِ پست مدرن)(پسا شعر)(شعر متفاوت.ط) و .. استفاده کرده است را شنیده یا آنکه دیده و حتی لمس نموده باشیم.اینجانب بارها در پیامها و صحبتهای خود مراتب ارادت و احترام و اعتماد قلبی و ایمان راسخ خود را به این حر کتها اعلام نموده ام و همواره  در پی  راه هایی برای نیل به  ذات خالص و کوبنده ی وضعیت پست مدرن بوده ام  ، اگر چه این نام و آن وضعیت امروز بیشتر از هر چیزی به زمان نیاز دارند ، تا  خواه یا نخواه در سطوح اجتماعی و فرا  اجتماعی ما شکل خود را نمایان سازند.من حرف کوتاهی  دارم (البته خارج از معنای ذاتی کلمه های پُست مدرن و پَست مدرن ) که  بر این باورم، به منزله ی زنگی  برای تامل بیشتر در مسیر گرایشهای پست مدرن  میباشد ،  حرف کوتاهی  که شاید هنر ما در تمام دوران حرکت ها و جهت های خود از آن رنج میبرده است .گرایشهای پست مدرن ی در شعر ، که امروزه بیشتر در قالب کهن غزل نمایان شده و در حال به  نمایش گذاشتن ظرفیتهای خود در این سبک شعری  میباشد و یا پست مدرنی که به عنوان بازی های زبانی (خاصه هم از آن نوعی که فیلسوف بزرگی  چون ویتگنشتاین به دنبالش راه می پیمود و نا خاصه هم به معنای ذاتی خود کلمه)  در شعر های سپید و آزاد امروز ما به کار میرود. هر دو دچار یک آفت بزرگ  به نام تقلید میباشند . متاسفانه زمانی که با شعر های پست مدرن روبه رو میشویم و سالشمار کارهای دوستان را در دنیای ارتباطات رایانه ای و هم در نشستها و شعر خوانی های هفتگی  به تامل مینشینیم و در یک نقد تطبیقی با اثر هایی که یدک کش نام پست مدرن هستند به مقایسه میگذاریم . پر واضح دریافت میکنیم که دچار تقلید بودن ، بیشترین چیزی ست که در ساختار ، فرم ، روایت ، دایره ی واژگانی ، شکل نوشتار ، موضوع گرایشی و بسیاری دیگر به چشم می آید . چیزی که بدون هیچ تردیدی پست مدرن بودن را به زیر سوال میبرد.چه کسی برای این تقلید دلیل میبیند ؟ به نظر من این تقلید آنگونه وسیع شده است که شعر هایی که با عنوان پست مدرن سروده میشوند به علت آنکه ، خودشان به یک روایت کلان در آمده اند  قابلیت ساختمندی خود را از دست میدهند . حال آنکه پست مدرن میدان آزادی ست . آزادی از هر حیث که بتوان در تفکرش جا خوش کرد . اگر امروز درصدی معادل، صد را برای شعرهای پست مدرن قرار دهیم . سخن را به گزاف پراکنده ننموده ایم که نود و پنج درصد آنها تنها تقلیدند . البته خواهش من این است که دوستان بر این امر تامل بیشتری بفرمایند . که تقلید در کار های شعری پست مدرن در هر قالبی که باشد . برای آیندگانی که به (تاریخ شناسی ِشعر های پست مدرن ) میپردازند زیان بار است . آیندگانی که نه تنها شعرشان بلکه اجتماعشان ، پست مدرن شده است .از سوی دیگر هنر در آینده به کسانی ارزشی والا  میدهد  که  روایتهایشان به خودی خود چیزی برای گفتن داشته اند و سویه ای را گرفته اند و خودشان یک مکتب اند ، مکتبی  که مشروعییت خود را تنها خودش به ثبت میرساند و برای همگان دست یافتنی مینماید . حال آنکه تقلید ، که هر روز وسعتی ژرف از پردازش ذهن های شاعران را به خود میگیرد . همیشه ذهنیت ها و تخیل ها و اندیشه ها را دچار اندیشه ی دیگری مینمایاند و دیگری که اندیشه اش دچار شخص ثالث دیگری میباشد نیز همچون دیگران دیگر ، قادر به اثبات مشروعییت خود نیست .

برگرفته از مقاله ی رنج های شعر پست مدرن .نوشته حامد داراب ،بخش دوم ، تقلید، (به اختصار)

 

 

 

با که از درد دل خویش بگوید با ما؟

                   ماکه از سنگ همه سنگ تریم؟

ماکه بی رنگ تریم؟ 

                            رشت.تیر.۱۳۷۹ 

 

بازدید کننده محترم از این پس نظرهای خود را درباره مطالب وبلاگ، در ستون دفترهای وبلاگ، بخش-نظرهای بازدید کنندگان- بگذارید ، دفترهای وبلاگ در اولین بخش از ستون سمت چپ وبلاگ قرار گرفته است

هم اکنون :    تعداد نظرهای عمومی:  ۱۱۸            تعداد نظرهای خصوصی :۳۷ 

   
 
 
 |   
 
 
   
 
   

 

(((تبلیغات)))

 

 

 

 

 

طرح سر سبز دلم باش ولی نه لجنی

 

هم از آن سبز که خوانند، به سبز چمنی

 

 دفتر کاهی من را، بنشان واژه ی عشق

 

بلکه دستی بکشم از، غزل ما و منی

 

آنچنان رفته ای از یاد، که حتی ذهنم

 

خاطرش نیست که یاری تو ویا،هم سخنی ؟

 

عاشق گفتنم و، حرف مرا میخوانند

 

پیش از آنکه بشوم، تیشه زن و کوه کنی

 

آب،از بسکه به دریا زده، موجی شده است

 

درد من بسکه به دل خورده،شده،خویشتنی

 

سله ی ، رّحم نکردن، که گناهش به کنار

 

این نباشد به خدا رسم ِ، فقط ، هم وطنی

 

سبز اگر نیست ،سفیدی به همه می آید

 

باقی حرف بماند ، سر ِ گور و کفنی

                                   

                                                       حامد داراب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازدید کننده محترم مطالب پست پیشین به علت درخواست شما و فعال نبودن نظر سنجی

 با کمی تغییرات در این ماه دوباره به نمایش گذاشته شده است

 

 

 

 

دوستان عزیز در برخی وبلاگها توسط برخی افراد بی خرد به نام وبلاگ اشک معشوق یا حامد داراب کامنت هایی گذاشته میشود که هیچ کدامشان از طرف این پایگاه و مدیرانش نمی باشد . ضمن عرض پوزش به خاطر وجود چنین مارمولکهای بدوی در جامعه جهانی خواهشمندیم صحت کامنتهایی که به آنها مشکوک هستید را با مطرح کردن آن در بخش نظرها از مدیران وبلاگ بپرسید     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 من از روح های محدود بیزارم در این روح ها هیچ چیز خوب ، وحتی هیچ چیز بدی وجود ندارد

 

                                                                                          فردریش نیچه(حکمت شادان)

 

 

 

 

 

 

 

عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده است ، در اوج ایثارش به قساوت.

                                    

                                                                                            شهید دکتر علی شریعتی(دفترهای سبز) 

 

 

 

 

 

 

 

این را اکنون که تو وضوی وفات میگیری نمیگویم ،همیشه گفته ام در همه جا گفته ام که من از فاطمه بوی بهشت میشنوم.

 

                                                                       {از زبان حضرت محمد ص} سید مهدی شجاعی(کشتی پهلوگرفته)

 

 

 

 

 

 

 

 چشم هایم شبیه خرمشهر سالها میشود که خونین است

                                

                                                                          بانو آزاده بشارتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

....................................................................................

در دفترهای وبلاگ چه میگذرد

دفترهای وبلاگ در اولین بخش از ستون اطلاعات وبلاگ(ستون سمت راست) قرار دارد

.................................................................................

 

 

سینما: 

 یاداشتهایی بر دو فیلم سینمایی ((به همین سادگی )) و (( مجنون لیلی )) . چهره سینمایی منتخب این ماه اشک معشوق .  اعلام نظر هنرمندان در باره ی بهترین های سینمایی سال۱۳۸۶،متن كامل نوشته محمد رحمانيان به مناسبت اهداي جايزه ادبيات نمايشي به بهرام بیضایی و...  

موسیقی: 

 یاداشتهایی بر مجموعه ی ترانه، ((تصور کن)) اثر یغما گلرویی (بر گرفته از سایت ایشان) 

     فلسفه:      

مروری کوتاه بر زندگی دیوید هیوم ۱۷۷۶-۱۷۱۱

نقد شعر:

نگرشی بر ویژگی های زبانی در شعر زنده یاد قیصر امین پور

نقد داستان:

نقدی بر داستان بحث انگیز ((لا تاری)) نوشته ی شرلی جکسن از حامد داراب   

کتابخانه:

رمان کوتاه پیانیست اثر((دونالد بارتلمی)) با ترجمه ی سامان آزاد

آثارحامد داراب :

مجموعه غزلها،طرح ها،و یاداشتها

 

 

 

نوشته های پیشین دیگر دفتر ها:

دفتر پیامها : پیام حامد داراب به مناسبت اولین جشنواره غزل پست مدرن / پیام حامد داراب به مناسبت نوروز باستانی 1387/ نامه حامد داراب به بانو نیکی کریمی و.../

دفتر برنامه ها : تاریخ برنامه های فرهنگی و و هنری مهم

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
...................................................................................
یادواره ها:
....................................................................................

 

 

نیست جز سنگ مزار نامداران بر زمین

نقش پایی چند بر جا مانده است از کاروان

صائب 

 

 

 

 

بیست و نهم خرداد  سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی تسلیت باد

 (اینجا مرور اش،کنیم)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.................................................................................... 

 تاملی بر بزرگترین رنج ِ،شعرهای پست مدرن فارسی

    حامد داراب

  hamed darab (حامد داراب

.................................................................................... 

 شاید سطر  { موقعیتی که در آن بی نهایت روایت های خورد موجود است که میتوانند با یکدیگر نیز در تناقض باشند } مفهومی ترین تعریفی باشد که میتوان در باره ی  (( پست مدرن )) به کار برد . بی شک  گرایشهای چند سال اخیر مسیل شعر و هنر در ایران  ، که رویکردهایی  حداقل در حصار عنوان و گه گاه  در کالبد ساختار و نوع بیان از حرکت هایی چون (پسا غزل)(غزل ِ پست مدرن)(پسا شعر)(شعر متفاوت.ط) و .. استفاده کرده است را شنیده یا آنکه دیده و حتی لمس نموده باشیم.اینجانب بارها در پیامها و صحبتهای خود مراتب ارادت و احترام و اعتماد قلبی و ایمان راسخ خود را به این حر کتها اعلام نموده ام و همواره  در پی  راه هایی برای نیل به  ذات خالص و کوبنده ی وضعیت پست مدرن بوده ام  ، اگر چه این نام و آن وضعیت امروز بیشتر از هر چیزی به زمان نیاز دارند ، تا  خواه یا نخواه در سطوح اجتماعی و فرا  اجتماعی ما شکل خود را نمایان سازند.من حرف کوتاهی  دارم (البته خارج از معنای ذاتی کلمه های پُست مدرن و پَست مدرن ) که  بر این باورم، به منزله ی زنگی  برای تامل بیشتر در مسیر گرایشهای پست مدرن  میباشد ،  حرف کوتاهی  که شاید هنر ما در تمام دوران حرکت ها و جهت های خود از آن رنج میبرده است .گرایشهای پست مدرن ی در شعر ، که امروزه بیشتر در قالب کهن غزل نمایان شده و در حال به  نمایش گذاشتن ظرفیتهای خود در این سبک شعری  میباشد و یا پست مدرنی که به عنوان بازی های زبانی (خاصه هم از آن نوعی که فیلسوف بزرگی  چون ویتگنشتاین به دنبالش راه می پیمود و نا خاصه هم به معنای ذاتی خود کلمه)  در شعر های سپید و آزاد امروز ما به کار میرود. هر دو دچار یک آفت بزرگ  به نام تقلید میباشند . متاسفانه زمانی که با شعر های پست مدرن روبه رو میشویم و سالشمار کارهای دوستان را در دنیای ارتباطات رایانه ای و هم در نشستها و شعر خوانی های هفتگی  به تامل مینشینیم و در یک نقد تطبیقی با اثر هایی که یدک کش نام پست مدرن هستند به مقایسه میگذاریم . پر واضح دریافت میکنیم که دچار تقلید بودن ، بیشترین چیزی ست که در ساختار ، فرم ، روایت ، دایره ی واژگانی ، شکل نوشتار ، موضوع گرایشی و بسیاری دیگر به چشم می آید . چیزی که بدون هیچ تردیدی پست مدرن بودن را به زیر سوال میبرد.چه کسی برای این تقلید دلیل میبیند ؟ به نظر من این تقلید آنگونه وسیع شده است که شعر هایی که با عنوان پست مدرن سروده میشوند به علت آنکه ، خودشان به یک روایت کلان در آمده اند  قابلیت ساختمندی خود را از دست میدهند . حال آنکه پست مدرن میدان آزادی ست . آزادی از هر حیث که بتوان در تفکرش جا خوش کرد . اگر امروز درصد ِ ، صد را برای شعرهای پست مدرن قرار دهیم . سخن را به گزاف پراکنده ننموده ایم که نود و پنج درصد آنها تنها تقلیدند . البته خواهش من این است که دوستان بر این امر تامل بیشتری بفرمایند . که تقلید در کار های شعری پست مدرن در هر قالبی که باشد . برای آیندگانی که به (تاریخ شناسی ِشعر های پست مدرن ) میپردازند زیان بار است . آیندگانی که نه تنها شعرشان بلکه اجتماعشان ، پست مدرن شده است .از سوی دیگر هنر در آینده به کسانی ارزشی والا  میدهد  که  روایتهایشان به خودی خود چیزی برای گفتن داشته اند و سویه ای را گرفته اند و خودشان یک مکتب اند ، مکتبی  که مشروعییت خود را تنها خودش به ثبت میرساند و برای همگان دست یافتنی مینماید . حال آنکه تقلید ، که هر روز وسعتی ژرف از پردازش ذهن های شاعران را به خود میگیرد . همیشه ذهنیت ها و تخیل ها و اندیشه ها را دچار اندیشه ی دیگری مینمایاند و دیگری که اندیشه اش دچار شخص ثالث دیگری میباشد نیز همچون دیگران دیگر ، قادر به اثبات مشروعییت خود نیست .

برگرفته از مقاله ی رنج های شعر پست مدرن .نوشته حامد داراب ،بخش دوم ، تقلید، (به اختصار)

 

 

 

 

 

 

..................................................................................

  .دوستانی که برای حامد داراب نامه فرستادند بخوانند

..................................................................................

دوستان عزیز میتوانند نامه های خود را در   آدرس زیر پیگیری کنند و همچنین از آدرس پستی جدید حامد داراب مطلع شوند . خواهشمندیم به تذکرات این صفحه دقت نموده و با خلاصه کردن مطلب نامه خود و بیان اهم خواسته ها ، مارا در هرچه زود تر پاسخ دادن به نامه هایتان یاری کنید .

پیگیری نامه ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در این غروب،

 

آرزوی من این است،

 

که آسمان تو هرگز آفتاب نشود،

 

وآفتاب تو سر باشد،اگر هم هست.

 

جدار پنجره راه آرزو را بست.

 

                                     حامد دارب/ خرداد/ ۱۳۷۸

 

 

 

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
   

اطلاعیه فوری:

اسماعیل داود فر / آرشیو عکس اشک معشوق/

آقای دلار به خاطره ها پیوست

پیكر اسماعیل داورفر بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون سه‌شنبه ـ 17 اردیبهشت‌ماه ـ از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا (س) تشییع می‌شود.  این بازیگر روز گذشته بر اثر عارضه قلبی درگذشت. داورفر در سال 49 با بازی در فیلم «آقای هالو» به كارگردانی داریوش مهرجویی فعالیت هنری خود را آغاز كرد و با بازی در فیلم‌ها و مجموعه‌هایی تلویزیونی چون «صادق كرد»، «سرایدار»، «دایی جان ناپلئون»، «دلیران تنگستان»، «سلطان صاحبقران»، «غبارنشین‌ها»، «تاتوره»، «وكیل اول»،‌ «سایه همسایه»،‌ «آقای دلار»، «افسون»،‌ «لنگرگاه»،‌ «زیر بام‌های شهر»،‌ «آقای بخشدار»،‌ «مهریه بی‌بی»،‌ «تحفه‌ هند»،‌ «روزهای خوب زندگی» و «تعطیلات تابستانی»‌ به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین در نمایش‌های زیادی به ایفای نقش پرداخت كه از آن جمله می‌توان به «بازرس»، «چشم‌اندازی از پل»، «سیاه‌زنگی دایره زنگی» و «مرد فرنگی»، «مرگ در پاییز» و «دشمنان» و «دست بالای دست» اشاره كرد. داورفر در سال‌های اخیر بیشتر در آثار تلویزیونی حضور داشت كه با بازی در «آقای دلار» در میان مخاطبان مطرح شد و «آژانس دوستی» از آخرین كارهای او در تلویزیون محسوب می‌شود.


 

 

 

 

این ، تخم های کفتر را

تقسیم میکنم

بین سکوتهایی ، که می شناسم شان

حالا

چند روز است که ،

به حرف افتاده

چمدان ِ سیسمونی ِکودکی هایم

 حامد داراب                                                       

 

او هنوز خود را به تمامی نمیشناسد میلیونها سال گذشته است و او در حرکت به سوی خواسته ی خویش میکوشد تا ، خود را بیشتر کشف کند ، برای همین انسان را می آفریند .

      نامه های عاشقانه یک پیامبر (خلیل جبران)   

 

 

 

ولايت زندان، ما را طلبيد عاقبت اين عشاق‌خانه. هنوز زنجير در گوشت است، زنجيرك! موريانه گوشت! كي به استخوان مي‌رسي آخر. زنجيرك! تسبيح عارفان، صداي پاي من حالا شنيدني‌ست، از اين دست‌ساز، كوه كوچك!

  هزار دستان (زنده یاد علی حاتمی)        

 

 

 

چشمهایم شبیه خرم شهر .سالها میشود که خونین است   

 بانوآزاده بشارتی                 

 

 

 نظر خواهی این پست غیر فعال است،

خواهشمندیم حرفهای مهم خود را در نظر خواهی پست قبل بنویسید   

 پست پیشین

 

 

 

  ....................................................................................

در دفترهای وبلاگ چه میگذرد

.................................................................................

سینما: 

 یاداشتهایی بر دو فیلم سینمایی ((به همین سادگی )) و (( مجنون لیلی )) . چهره سینمایی منتخب این ماه اشک معشوق .  اعلام نظر هنرمندان در باره ی بهترین های ۱۳۸۶ و  آخرین  مهلت ارسال آثار به جشنواره ی فیلم نوجوان  

موسیقی:

گلچینی جدید از زیبا ترین ترانه های کهن برای دانلود 

 یاداشتهایی بر مجموعه ی ترانه، ((تصور کن)) اثر یغما گلرویی (بر گرفته از سایت ایشان) 

     فلسفه:      

مروری کوتاه بر زندگی دیوید هیوم ۱۷۷۶-۱۷۱۱

نقد شعر:

نگرشی بر ویژگی های زبانی در شعر زنده یاد قیصر امین پور

نقد داستان:

نقدی بر داستان بحث انگیز ((لا تاری)) نوشته ی شرلی جکسن از حامد داراب   

کتابخانه:

رمان کوتاه پیانیست اثر((دونالد بارتلمی)) با ترجمه ی سامان آزاد

آثارحامد داراب :  

 بخشهای:غزل،طرح و یاداشتها با نبشته هایی تازه  

 

 

 
 
 
 
 
....................................................................................
یادواره ها:
....................................................................................

 

    اشک معشوق/ ارشیو عکس / سهراب سپهری  اشک معشوق/آرشیو عکس / سعدی شیرازی  اشک معشوق / آرشیو عکس/ بهار

اول ادیبهشت

 روز بزرگ داشت سعدی شیرازی (اینجا بخوانیمش)

سالمرگ سهراب سپهری به سال ۱۳۵۹ (اینجا بخوانیمش )

سالمرگ ملک الشعرا ی بهار به سال ۱۳۳۰ ( اینجا بخوانیمش ) 

   اشک معشوق / آرشیو عکس / فردوسی   اشک معشوق / آرشیو عکس / محمد رضا رحمانی

   هفدهم اردیبهشت سالمرگ محمد رضا رحمانی (مهرداد اوستا) به سال ۱۳۷۰ 

بیست و پنجم اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی

همچنین:

چهارم اردیبهشت سالروز تولد ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳/آوریل/۱۵۶۵ . هشتم اردیبهشت سالمرگ جعفر روح بخش نقاش معاصر به سال ۱۳۷۵ .  دهم اردیبهشت سالمرگ قائم مقام فراهانی . یازدهم اردیبهشت سالمرگ برتلد برشت به تاریخ ۳۰/آوریل/۱۸۹۸ .  دهم اردیبهشت سالمرگ اسماعیل آشتیانی شاعر و نقاش معاصر به سال ۱۳۴۹ .  چهاردهم اردیبهشت سالمرگ دکتر احمد طاهری عراقی ادیب معاصر و سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری . هفدهم اردیبهشت سالروز تاسیس مدرسه ی دارالفنون   هجدهم اردیبهشت درگذشت استاد رشید یاسمی از مترجمان هنری معاصر  .

 

 

 

 

.................................................................................... 

 تاملی بر بزرگترین رنج ِ،شعرهای پست مدرن فارسی

    حامد داراب

  hamed darab (حامد داراب

.................................................................................... 

 شاید سطر  { موقعیتی که در آن بی نهایت روایت های خورد موجود است که میتوانند با یکدیگر نیز در تناقض باشند } مفهومی ترین تعریفی باشد که میتوان در باره ی  (( پست مدرن )) به کار برد . بی شک  گرایشهای چند سال اخیر مسیل شعر و هنر در ایران  ، که رویکردهایی  حداقل در حصار عنوان و گه گاه  در کالبد ساختار و نوع بیان از حرکت هایی چون (پسا غزل)(غزل ِ پست مدرن)(پسا شعر)(شعر متفاوت.ط) و .. استفاده کرده است را شنیده یا آنکه دیده و حتی لمس نموده باشیم.اینجانب بارها در پیامها و صحبتهای خود مراتب ارادت و احترام و اعتماد قلبی و ایمان راسخ خود را به این حر کتها اعلام نموده ام و همواره  در پی  راه هایی برای نیل به  ذات خالص و کوبنده ی وضعیت پست مدرن بوده ام  ، اگر چه این نام و آن وضعیت امروز بیشتر از هر چیزی به زمان نیاز دارند ، تا  خواه یا نخواه در سطوح اجتماعی و فرا  اجتماعی ما شکل خود را نمایان سازند.من حرف کوتاهی  دارم (البته خارج از معنای ذاتی کلمه های پُست مدرن و پَست مدرن ) که  بر این باورم، به منزله ی زنگی  برای تامل بیشتر در مسیر گرایشهای پست مدرن  میباشد ،  حرف کوتاهی  که شاید هنر ما در تمام دوران حرکت ها و جهت های خود از آن رنج میبرده است .گرایشهای پست مدرن ی در شعر ، که امروزه بیشتر در قالب کهن غزل نمایان شده و در حال به  نمایش گذاشتن ظرفیتهای خود در این سبک شعری  میباشد و یا پست مدرنی که به عنوان بازی های زبانی (خاصه هم از آن نوعی که فیلسوف بزرگی  چون ویتگنشتاین به دنبالش راه می پیمود و نا خاصه هم به معنای ذاتی خود کلمه)  در شعر های سپید و آزاد امروز ما به کار میرود. هر دو دچار یک آفت بزرگ  به نام تقلید میباشند . متاسفانه زمانی که با شعر های پست مدرن روبه رو میشویم و سالشمار کارهای دوستان را در دنیای ارتباطات رایانه ای و هم در نشستها و شعر خوانی های هفتگی  به تامل مینشینیم و در یک نقد تطبیقی با اثر هایی که یدک کش نام پست مدرن هستند به مقایسه میگذاریم . پر واضح دریافت میکنیم که دچار تقلید بودن ، بیشترین چیزی ست که در ساختار ، فرم ، روایت ، دایره ی واژگانی ، شکل نوشتار ، موضوع گرایشی و بسیاری دیگر به چشم می آید . چیزی که بدون هیچ تردیدی پست مدرن بودن را به زیر سوال میبرد.چه کسی برای این تقلید دلیل میبیند ؟ به نظر من این تقلید آنگونه وسیع شده است که شعر هایی که با عنوان پست مدرن سروده میشوند به علت آنکه ، خودشان به یک روایت کلان در آمده اند  قابلیت ساختمندی خود را از دست میدهند . حال آنکه پست مدرن میدان آزادی ست . آزادی از هر حیث که بتوان در تفکرش جا خوش کرد . اگر امروز درصد ِ ، صد را برای شعرهای پست مدرن قرار دهیم . سخن را به گزاف پراکنده ننموده ایم که نود و پنج درصد آنها تنها تقلیدند . البته خواهش من این است که دوستان بر این امر تامل بیشتری بفرمایند . که تقلید در کار های شعری پست مدرن در هر قالبی که باشد . برای آیندگانی که به (تاریخ شناسی ِشعر های پست مدرن ) میپردازند زیان بار است . آیندگانی که نه تنها شعرشان بلکه اجتماعشان ، پست مدرن شده است .از سوی دیگر هنر در آینده به کسانی ارزشی والا  میدهد  که  روایتهایشان به خودی خود چیزی برای گفتن داشته اند و سویه ای را گرفته اند و خودشان یک مکتب اند ، مکتبی  که مشروعییت خود را تنها خودش به ثبت میرساند و برای همگان دست یافتنی مینماید . حال آنکه تقلید ، که هر روز وسعتی ژرف از پردازش ذهن های شاعران را به خود میگیرد . همیشه ذهنیت ها و تخیل ها و اندیشه ها را دچار اندیشه ی دیگری مینمایاند و دیگری که اندیشه اش دچار شخص ثالث دیگری میباشد نیز همچون دیگران دیگر ، قادر به اثبات مشروعییت خود نیست .

 

 

 

 ..................................................................................

  .دوستانی که برای حامد داراب نامه فرستادند بخوانند

..................................................................................

دوستان عزیز میتوانند نامه های خود را در   آدرس زیر پیگیری کنند و همچنین از آدرس پستی جدید حامد داراب مطلع شوند . خواهشمندیم به تذکرات این صفحه دقت نموده و با خلاصه کردن مطلب نامه خود و بیان اهم خواسته ها ، مارا در هرچه زود تر پاسخ دادن به نامه هایتان یاری کنید .

پیگیری نامه ها 

 

 

 

 

 

دیده ام چون او کسانی دوست

چهره هاشان از دم سرد و خراب جامعه

انداخته پوست

    انداخته پوست ...

حامد داراب  تیر / ۱۳۷۶                                                      

 

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 

 

(( بابا بزرگ ، ازیر کنستانتین ماکاریچ ، من به تو کاغذ مینویسم ، عید شما مبارک ، خدا همه چیز به شما بده! من که ننه بابا ندارم ، تنها تو برام باقی ماندی ))

    (وانکا)آنتون چخوف   

 

 

 

 

رزق ها هم رزق خواران وی اند

میوه ها لب خشک باران وی اند

مثنوی،دفتر ششم، ۲۴۰۵  

 

 

 

 

  

دوستانی که از تهران و شهرستان برای حامد داراب نامه نوشتند پایان این صفحه را بخوانند 

 

 

  

 

 

 

 

در دفترهای وبلاگ چه میگذرد


 دفتر پیام ها :پیام تبریک حامد داراب به مناسبت سال نو ایرانی و متن کامل نامه حامد داراب به نیکی کریمی بازیگر و کارگردان معاصر ایران همزمان در 11 سایت سینمایی

دفتر موسیقی : گلچینی از بهترین موسیقی های سنتی و نقدی بر ترانه  ی  (به من چه) اثر ایرج جنتی عطایی از میثم یوسفی

دفتر نقد شعر :نگاهي به راديكاليسم شعري در واپسين شعرهاي علي باباچاهي ، و...      

دفتر نقد داستان :نقدی بر بوف کور زنده یاد  صادق هدایت

دفتر کتاب ها : ( اورازان ) از زنده یاد  جلال آل احمد

دفتر فلسفه : نوشتاری در باره ی کانت و نقد عقل محض 

 مجموعه آثار حامد داراب : با چند اثر جدید و یک کار متفاوط (ت)ا  

 

 

یادواره ها:


  

شانزدهم فروردین سالروز وفات پروین اعتصامی به سال ۱۳۲۰

 درباره ی او اینجا بخوانید

نوزدهم فروردین سالروز وفات صادق هدایت به سال ۱۳۳۰

اورا در اینجا مرور کنیم  

بیست و پنج فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری  

  

 

 

 

 کوتاه اما شنیدنی :  


 

  (بحث داغ آینده: اشک معشوق  ۸ ساله و بلاگفای ۴ ساله)

{هشت سال آرشیو وبلاگ اشک معشوق بر اساس  بی دقتی عوامل به روز رسانی وبلاگ حذف شد به همین خاطر مجموعه (هشت سالشمار) وبلاگ به همراه  ۸۵۰۰۰  نظر از بازدید کنندگان در  طول این سالها که به صورت فایلهای زیپ شده  در  آرشیو خصوصی حامد داراب موجود میباشد ، در  آدینه ای نزدیک برای دانلود گذاشته میشود} 


انتشارات نینوا  :

مجموعه سخنرانی ها مقالات و نقدها و برسیهای هنری و ادبی /حامد داراب / علی شمانیلی / سیده زهرا موسویان/ حسین خمیرنسب/ امیر علی جاجرودی / کیانا بابایی / مهسا برومند/  که تا کنون در محفلهای دانشگاهی ، رسانه ها، همایشها ، کنفرانسها ، و نشستهای ادبی و هنری ارائه شده است را در یک حلقه (دی وی دی) منتشر کرد .

(جهت تهیه با مدیر وبلاگ تماس بگیرید)


مقاله های اشک معشوق

(نوری مدیر به روز رسانی وبلاگ ):به اطلاع کلیه بازدید کنندگان میرسانیم تمامی مقاله ها و نقد ها وبرسی هایی که در اشک معشوق به نمایش گذاشته میشود متعلق به حامد داراب نمیباشند و تا آنجا که منبع این مقاله ها مشخص باشد حتما در پایان مقاله ذکر خواهد شد . تمامی مقاله هایی که منسوب به حامد داراب است در پایانشان نام ایشان و تاریخ نگارش و یا چاپ آن ذکر شده است.  


 نامه های شما

دوستان عزیز و مهربانم شما لطف داشتید که در عرض همین سه ماه گذشته بیش از ۲۴۰ نامه ی مختلف از شهرستانها و بیش از ۲۳ نامه ی مهربانی از تهران برایم ارسال نموده اید . هنوز نتوانستم تمامی نامه ها را بخوانم و آنهایی را که خوانده ام هنوز فرصت پاسخ گویی به هیچ کدامشان را نداشتم . اما از تمامی شما دوستان خواهشمندم . از این به بعد لطف کنید و نامه ها را هرگز به آدرس (خانه ی سینما) و یا (بنیاد  سینمایی فارابی) نفرستید . چرا که بنده تمام ایام هفته را در این پایگاه ها نیستم و نامه هایی که ابتدای هفته میرسند چند روزی آنجا زمان را از دست میدهند تا آدینه ای نزدیک یک صندوق پستی (سفارشی) اعلام میکنم. قبلا نیز از تمام شما سپاسگذارم و حتما منتظر پاسخ و نامه ی من باشید .


 

  گیرم که بال در آورم

              گیرم ، که همچو باد

گیرم ، که همچو  ابر

               فرقی نمی کند

انگار مرده ام  

                                             حامد داراب / بهمن ۱۳۷۷   

 

 

 
 
 |   
 
 
   
 
 

 

 

    

 

 

 

 در دفتر های وبلاگ بخوانید:


متن کامل پیام حامد داراب به جشنواره غزل پست مدرن در دفتر (پیامها)

مجموعه شعر های حامد داراب (دفتر شعر ها)

مروری بر آثار و زندگی ژان راسین(دفتر فلسفه)

متن کامل کتاب اولدوز و کلاغها.صمد بهرنگی (دفتر کتابها)

کالبد شکافی رمان سه قطره خون.صادق هدایت(دفتر داستان)

 گلچینی از بهترین موسیقی ها برای دانلود (دفتر موسیقی)

  برنامه های فرهنگی هنری حامد داراب(دفتر برنامه ها)


در سایت شعر نو بخوانید:

دردواره های شعر مقاله ای از حامد داراب 

 


 

انتشارات نی نوا:

مجموعه سخنرانی ها مقالات و نقدها و برسیهای هنری و ادبی /حامد داراب / علی شمانیلی / سیده زهرا موسویان/ حسین خمیرنسب/ امیر علی جاجرودی / کیانا بابایی / مهسا برومند/  که تا کنون در محفلهای دانشگاهی ، رسانه ها، همایشها ، کنفرانسها ، و نشستهای ادبی و هنری ارائه شده است را در یک حلقه (دی وی دی) منتشر کرد .

(جهت تهیه با مدیر وبلاگ تماس بگیرید)


 یادواره:

زنده یاد دکتر جعفر شهیدی
 کسی که بی کسی را انتخاب کرد

 در باره ایشان در اینجا بخوانید 

 

 
 
 |   
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین

Theme Version: 3.2